تبليغاتX
> روانشناسی
 
روانشناسی
 
 
 

نگاه اجمالی

کامپیوتر و اینترنت یکی از وسایل ارتباطی در عصر جدید است که توسط انسان بکار گرفته شده است. این وسیله باعث سرعت و دقت در کارها و گسترش ارتباطات شده است بگونه‌ای که کره زمین را تبدیل به دهکده جهانی کرده است. با وجود این ، نفوذ و گسترش آن باعث بروز مشکلاتی در جوامع شده است. از این مشکلات می‌توان به «کاهش روابط اجتماعی واقعی» و «وابستگی به اینترنت» اشاره کرد. این نوعی تناقض است که علیرغم استفاده از اینترنت در جهت برقراری «ارتباط فردی» این وسیله خود به «کاهش روابط» منجر می‌شود.

«نوع و کیفیت تعامل اجتماعی» که این وسیله ارتباطی فراهم می‌آورد، علت این تنافض است. اینترنت از اهمیت «مجاورت فیزیکی» (Physical Proximity) بوسیله بوجود آوردن شکل دیگری از شبکه‌های ارتباطی (ارتباط مجازی) کاسته و ارتباط بین فردی ضعیفی را بوجود می‌آورد. از طرف دیگر استفاده روز افزون از اینترنت منجر به شکل گیری و گستر شنوع دیگری از «وابستگی و اعتیاد» (Dependency and Addiction) شده است «وابستگی به اینترنت» به دلیل آنکه همانند اعتیاد به مواد مخدر «علائم ترک و مصرف» را دارا می‌باشد، منجر به طبقه بندی آن به عنوان یک اختلال شده است.

تاریخچه

ظهور این «اعتیاد» به عنوان یک اختلال جداگانه اولین بار در سال«1995» توسط «ایوان گلدبرگ» ، (Ivan.goldberg) مطرح شد و در سال «1996» توسط «یانگ» ، (Young) توسعه یافت. از آن پس مراکز درمانی در سراسر آمریکا بوجود آمد و حتی در دادگاه و سیستم قانونی این کشور وابستگی به اینترنت به عنوان یک «اختلال روانی» واقعی پذیرفته شد.

ویژگیهای بالینی وابستگی به اینترنت

«وابستگی به اینترنت» را «اعتیاد مدرن» (Modern Addiction) نامگذاری کرده‌اند در واقع وابستگی به اینترنت یک وابستگی واقعی همانند اعتیاد به مواد مخدر و وابستگیهای دیگر است. اگر چه این نوع وابستگی مشکلات جسمی «اعتیادهای شیمیایی» را ندارد اما مشکلات اجتماعی ناشی از آن همانند اعتیادهای دیگر است.

«از دست داد کنترل برروی رفتار ، علائم ناخوشایند ناشی از ترک ، عطش ولع زیاد برای کار با اینترنت ، گوشه گیری اجتماعی و افت تحصیلی و شغلی» برخی از پیامدهای وابستگی به اینترنت هستنند. خصوصیات دیگری نیز برای افراد وابسته به اینترنت ذکر شده است؛ مانند: «استفاده از اینترنت برای فرار از مشکلات یا رفع احساس درماندگی ، گناه ، اضطراب و افسردگی ، دروغ گفتن مکرر به اعضای خانواده و دوستان برای پنهان کردن میزان درگیری با اینترنت».

تشخیص وابستگی به اینترنت

انجمن روانپزشکی آمریکا (A.P.A) معیارهای زیر را برای تشخیص اعتیاد به اینترنت پیشنهاد کرده است.



یک الگوی استفاده که موجب اختلال در عملکردها یا حالت ناخوشایند درونی در طول یک دوره دوازده ماهه شده ، فرد حداقل باید سه معیار از معیارهای هفتگانه زیر را داشته باشد:


  • بروز علائم تحمل: که به یکی از صورتهای زیر مشاهده می‌شود:

    • نیاز به افزایش ساعات کار با اینترنت به منظور حفظ رضایتمندی.
    • کاهش قابل ملاحظه اثر ، علیرغم استفاده مداوم در یک محدوده زمانی معیین

  • بروز علائم ترک: که به صورت دو علامت یا بیشتر از علائم زیر مشاهده می‌شود و در طول چند روز یا یک ماه پس از قطع ارتباط با اینترنت بروز می‌کند.

    • بی قراری ذهنی و بدنی
    • اضطراب
    • افکار وسواسی در مورد اینکه در اینترنت چه می‌گذرد.
    • داشتن خیالپردازی و رویا در مورد اینترنت.
    • حرکات ارادی و غیرارادی انگشتان دست برای تایپ کردن.

  • زمان استفاده از اینترنت بیشتر از مدت زمانی است که فرد از ابتدا قصد داشت.
  • تمایل مداوم یا کوشش نافرجام برای کنترل رفتار.
  • صرف وقت قابل ملاحظه برای امور مرتبط با اینترنت (خریدن کتابهای مربوطه ، کوشش برای بدست آوردن آدرسهای جدید و …).
  • کاهش فعالیت اجتماعی ، شغلی و تفریحی در اثر استفاده از اینترنت.
  • تداوم استفاده از اینترنت ، با وجود آگاهی از آثار منفی آن.

علت شناسی وابستگی به اینترنت

علت کمی

تحقیقات متعددی بر میزان «ساعات» زیاد استفاده از اینترنت تأکید کرده‌اند برای نمونه مطابق یک مطالعه‌ای که در «دانشگاه تگزاس» برروی «531 دانشجو» انجام گرفت افراد وابسته به اینترنت (که با ملاکهای A.P.A شناسایی شده بودند) در هفته بطور متوسط «یازده» ساعت با اینترنت کار کرده بودند.

علت کیفی

بنظر می‌رسد عامل مهمتر از عامل کمی در تعریف وابستگی به اینترنت «عامل کیفیت» در حین کار با اینترنت است در واقع برخی از افراد بیش از«بیست» ساعت در هفته با اینترنت کار می‌کنند، بدون آنکه مشکلی پیدا کنند تحقیقات نشان می‌دهد بعضی فعالیتهای اینترنتی (نظیر بازیها و گبهای اینترنتی) بیش از بقیه خاصیت «اعتیادزایی» دارند، و بطور کلی هر وقت کار با اینترنت باعث کاسته شدن از اهمیت سایر جنبه‌های زندگی شود، حالت «مرضی» (Abnormal) پیدا می‌کند.
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 20:21  توسط محمد  | 

آنچه هر کودک احتیاج دارد

* گرچه داشتن احساس حسادت یا عصبانیت ایرادی ندارد و منطقی است ، ولی اجازه ندارد موقعی که چنین احساساتی دارد به خود یا دیگران صدمه بزند


5- هدایت

هر کودکی محتاج داشتن :
* کمک دوستانه در یادگیری این که چطور با اشخاص و اشیا رفتار کند می باشد
* کمک بزرگسالانی که دراطراف او هستند می باشد تا به وسیله مثال نشان دهند که چطور خودش را بادیگران همراه و هماهنگ کند


6- استقلال

هر کودکی احتیاج دارد بداند:
* که برای سعی و کوشش او د رجهت بزرگ شدن از طریق برخورد با چیزهای جدید و تازه تشویق به عمل می آید
* که به او و توانایی هایش برای انجام کارهایی که شخصا انجام می دهد اعتماد و اطمینان وجود دارد


7- حمایت

هر کودکی احتیاج دارد که احساس کند:
* که از صدمه خوردن و اذیت شدن محافظت می شود
* که وقتی او با موقعیتهای عجیب ، ناشناخته و ترسناک روبرو شود کسی آنجا خواهد بود که به اوکمک کند


8- ایمان

هر کودکی احتیاج دارد که :
* یکسری معیارهای اخلاقی برای اینکه با آنها زندگی کند داشته باشد
* باوری در ارزشهای انسانی شامل : مهربانی ، شهامت ، صداقت ، جوانمردی و عدالت داشته باشد


تهیه شده توسط :

" انجمن روانپزشکی کودک ونوجوان ایران "


کودک برای برخورداری از بهداشت روانی بهتر ، احتیاج به چه دارد؟

برای اینکه کودک قوی و سالم رشد کند ، می باید غذای خوب ، خواب کافی و هوای تازه داشته باشد.
کودکان همچنین نیازهای اساسی و عاطفی دارند .
برای برخورداری از سلامتی کافی جسمی و روانی ، تمام کودکان محتاج داشتن مواردی هستند که باعث احساس سالم بودن و خوشحالی آنها گردد.


1- دوست داشتن

هر کودکی احتیاج دارد احساس کند :
* که دوستش داشته و دارند و او را می خواسته اند
* وجودش برای کسی یا کسانی مهم و با ارزش است
* افرادی د راطرافش هستند که او را از حوادث یا خطراتی که ممکن است برایش رخ دهد حمایت می کنند.


2- امنیت

هر کودکی احتیاج دارد بداند:
* که خانه اش مکانی امن می باشد
* که والدین یا بزرگسالانی که از او حمایت می کنند همیشه در دسترس خواهند بود ، خصوصا در مواقع بحرانی که احتیاج بیشتری به آنها دارد
* که متعلق به گروهی بوده و جایی مناسب برای وی در آنجا وجود دارد


3- مورد قبول بودن

هر کودکی احتیاج دارد باور کند:
* که او را به خاطر خودش دوست دارند، درست همانطوری که هست
* که او را همیشه و در تمام ایام دوست دارند ، نه فقط زمانی که مطابق خواسته و ایده آل دیگران رفتار کند
* که او همیشه مورد پذیرش می باشد ، حتی اگر چیزهایی که انجام می دهد مورد تایید دیگران نباشد
* که او می تواند به روش خودش رشد و تکامل یابد


4- کنترل

هر کودکی احتیاج دارد بداند :
* که برای آنچه او اجازه یافته انجام دهد محدودیت هایی وجود دارد و اینکه این محدودیت ها می باید رعایت

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 16:3  توسط محمد  | 

 خودارضايي در كودكان پيش دبستاني

نكاتي را درباره خودارضايي كودكان مرور كنيم:

1- اهداف و نگرش واقعي داشته باشيد، خاتمه بخشيدن به خودارضايي غيرممكن است. اين واقعيت را بپذيريد كه كودك شما اين عمل را فرا گرفته است.

2- خودارضايي را در هنگام چرت زدن و خوابيدن ناديده بگيريد. در چنين زمان‌هايي كودك خود را تنها بگذاريد. كودك را از دمر خوابيدن منع نكنيد و اگر دستانش ميان پاهايش است او او پرس و جو نكنيد.

3- در ساير وضعيت‌ها توجه كودك خود را به امر ديگري منعطف سازيد يا در مورد او انضباط مقرر را انجام دهيد.

ابتدا سعي كنيد حواس او را به يك وسيله بازي يا فعاليت ديگر معطوف نماييد.

4- اين روش را با پرستار يا مربي مهد كودكتان در ميان بگذاريد. از مراقب يا مربي كودكتان بخواهيد مانند شما ابتدا سعي كنند حواس كودك را پرت نمايند. اگر اين مسئله كارساز نبود، آنها بايد با گفتن توصيه‌هايي مانند تو بايد الان به ما ملحق شوي،‌توجه او را به خودشان جلب نمايند. خودارضايي در مهد فقط در زمان خواب قابل چشم‌پوشي مي‌باشد.

5- تماس فيزيكي خود را با كودكان افزايش دهيد. برخي كودكان وقتي در طول روز بيشتر در آغوش گرفته ميشوند و مورد نوازش قرار مي‌گيرند كمتر دست به خودارضايي مي‌زنند. سعي كنيد مطمئن شويد كودكتان حداقل يك ساعت از زمان اختصاصي براي بودن با شما و دريافت عواطف به شكل تماس جسمي برخوردار مي‌باشد.

6- اشتباهات شايع. شايع‌ترين اشتباهي كه والدين انجام مي‌دهند سعي در خاتمه بخشيدن كامل به خودارضايي است. اين امر منجر به جنگ قدرتي مي‌گردد كه در نهايت والدين بازنده آن خواهند بود. كودكان نبايد به خاطر خودارضايي كتك بخورند، سخنراني بشنوند يا مورد عتاب قرار بگيرند. خودارضايي را با صفاتي مانند بد، كثيف، شيطاني يا گناه‌آلود ملقب نفرماييد. دستان كودك را نبنديد، هيچ نوع بند و بستي به كار نبريد. تمام اين روش‌ها تنها به مقاومت كودك و احتمالاً به مهار جنسي او در آينده منجر خواهد گشت.

تهیه شده توسط:

" انجمن روانپزشکی کودک ونوجوان ایران "

تعريف

خودارضائي يك رفتار خود تحريكي است كه به منظور كسب لذت صورت مي‌پذيرد. كودكان ممكن است خود را با دست يا شئي ديگري مالش دهند. آنها هنگام انجام اين عمل معمولاً مشغول، برافروخته و مبهوت به نظر مي‌رسند. ممكن است يك كودك اين عمل را چندين بار در روز يا فقط يك بار در هفته انجام دهد. خودارضايي به طور شايع زماني رخ مي‌دهد كه كودك خواب‌آلود، خسته و تحت فشار است يا مشغول ديدن تلويزيون مي‌باشد.


علل:

بروز خودارضايي به صورت گهگاه رفتاري طبيعي در بسياري از نوپايان و كودكان پيش‌دبستاني است. قريب به يك سوم كودكان در اين محدوده سني وقتي مشغول كاوش درباره اندام خويش هستند پديده خودارضايي را كشف مي‌كنند و اغلب اين عمل را ادامه مي‌دهند چون احساس خوبي نسبت به آن پيدا مي‌كنند. برخي از كودكان به كرات خود را ارضا مي‌كنند چرا كه از چيزي ناراحت هستند، مثل وقتي كه پستانك از آنها گرفته شده است. برخي ديگر در واكنش به تنبيه يا فشار براي متوقف كردن كامل خودارضايي، آن را ادامه مي‌دهند. خودارضايي هيچ دليل پزشكي مشخصي ندارد. تحريك نواحي تناسلي (مثلاً در اثر عفونت) منجر به درد يا خارش ميشود، نه خودارضايي.


سيرقابل انتظار:

وقتي كودك شما به پديده خودارضايي پي مي‌برد، به ندرت آن را به صورت كامل كنار مي‌گذارد و ممكن است هر زمان ناراحتي يا منازعه‌اي در منزل رخ دهد به آن روي آورد. تا سن 5 يا 6 سالگي،‌اكثر كودكان برخي ملاحظات را درنظر مي‌گيرند و ممكن است فقط در خلوت خود به آن اقدام نمايند. در زمان بلوغ در پاسخ به جهش ناگهاني هورمون‌ها و سائق‌هاي جنسي خودارضايي به شكل پديده‌اي عمومي در مي‌آيد.


سوءتعبيرهاي رايج:

خودارضائي به هيچ نوع آسيب يا صدمه جسمي منجر نمي‌گردد. اين پديده غيرطبيعي يا شديد محسوب نمي‌شود مگر آنكه به شكل ارادي و پس از 5 يا 6 سالگي در ملاء عام انجام شود. به خاطر داشته باشيد خودارضايي بدين معني نيست كه كودك شما انحراف جنسي دارد، بي‌مبالات است يا ميل جنسي در او بيش از حد افزايش يافته است. فقط در مواردي كه بزرگسالان در پاسخ به خودارضايي يك كودك واكنش شديد نشان دهند و آن را پديده‌اي كثيف يا پليد معرفي نمايند، ممكن است كودك از نظر هيجاني لطمه ببيند و مثلاً دچار احساس گناه شود.

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 16:15  توسط محمد  | 

ویژگیهای راههای بهبود حافظه
الف : اصول استفاده از حافظه
ب : بهداشت حافظه
ج : اصول اولیه مطالعه
د : درك و یادگیری و یاد سپاری

 
الف -اصول استفاده از حافظه :


۱-آموزش : به وسیله آموزش می توان عمل فراگیری یا بهره گیری از حافظه را كه یك فعالیت مستقیم و قابل كنترل است افزایش داد.
۲-علاقه:اگربه موضوعی علاقمند باشید بهتر آن را یاد می گیرید.موضوع مورد مطالعه و همچنین میزان علاقه ای كه خواننده نسبت به مطلب دارد ، در بخاطر سپاری آن مطلب در حافظه تاثیر زیادی دارد بخاطر سپردن موضوعات مورد علاقه در حافظه به سهولت انجام می گیرد . و همچنین به آسانی می توان آنها را بیاد آورد بنابراین علاقه در یادگیری نقش دارد . هر چه قدر حافظه قوی داشته باشیدبه خاطر سپردن مطالبی كه به آنها علاقه ای ندارید امكان پذیر نخواهد بود . فقط از راه ایجاد علاقه در خود می توانید از عهده این كار بر آیید.
۳-تمركز حواس : داشتن تمركز حواس هنگام یادگیری موجب می شود كه مطالب آموخته شده بهتر در حافظه باقی بماند . اصولا" بدون داشتن تمركز نمی توان مطلبی را به خوبی فهمید . باید هنگام مطالعه تمامی حواس خود را بر روی مطالب متمركز كنید تا بتوانید آنها را به حافظه خود بسپارید . برای ایجاد تمركز باید شرایط مطالعه را نیز رعایت كنید . در واقع با رعایت شرایط مطالعه موقعیت مناسبی را برای تمركز و یادگیری بهتر مطالب ایجاد می كنید.
۴-طبقه بندی مطالب مورد مطالعه : (ارتباط ) :یكی از اصول حاكم بر حافظه اصل ارتباط و بهم پیوستگی است یعنی ، حافظه مطالب مرتبط و به هم پیوسته را بهتر در خود جای می دهد و هر چقدر آموخته های شما بیشتر با همدیگر ارتباط داشته باشند به همان نسبت به خاطر سپاری و بیاد آوری آنها آسانتر خواهد بود. حافظه به شكل زنجیره ای عمل می كند . بنابراین مطالب باید به صورت زنجیره ای ، پیوسته و در ارتباط باهم در آیند تا كار بخاطر سپاری و از آن مهمتر، عمل بیاد آوری راحت باشد.
۵-خوب درك كردن ( درك مفاهیم ):پرفسور ((ربروت توكه )) می گوید : ((درسی كه كاملا" فهمیده شود از قبل یاد گرفته شده است .)) پس اگر مطلبی را بجای حفظ كردن بفهمید ،بهتر در حافظه ضبط و بایگانی می گردد.واصولا" اگرمتنی به خوبی درك شود ، كمتر فراموش می شود . قبل از آنكه بخواهید مطلبی را حفظ كنید ، ابتدا باید آن مطلب را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید . و هنگامی كه آنرا به خوبی درك كردید بخاطر بسپارید .
۶-اعتماد به نفس : اعتماد به حافظه نخستین گام تقویت حافظه است ، باید به قوی بودن حافظه خود اعتماد داشته باشید . باید از كاربرد كلمات و جملاتی كه موجب تضعیف حافظه می شوند جدا" خودداری كنید . حتما" از گفتن جملاتی نظیر حافظه ام یاری نمی كند ، حافظه ام ضعیف شده است …. خودداری كنید. چرا كه با گفتن این جملات ، به خودتان تلقین می كنید كه واقعا" حافظه تان ضعیف شده است ، در آن صورت حافظه نیز به یاری شما نمی شتابد .
نتیجه : آنچه كه در ذهن شماست نتیجه یادگیری و بخاطر سپاری صحیح است . بخاطر سپاری مهارتی قابل كسب است حافظه را می توان طوری تربیب كرد كه موثرتر انجام وظیفه كند .كسانی كه به روشهای یادگیری خود توجه بیشتر دارند و هنگام به خاطر سپردن مطلبی تمركز حواس داشته باشند و مطالب را با نظم وترتیب در حافظه ضبط كنند آن موقع به خاطر آوری مطلب در آنها آسانتر خواهد بود.


ب - اصول بهداشت حافظه :


چگونه می توان یك حافظه بهتر داشت ؟یادگیری و حفظ مطالب به چند صورت امكان پذیر است ؟
چگونه می توان حافظه را به فعالیت وا داشت ؟
ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذائی و مراقبت دارد . همانطور كه به وضع پوشش خود دقیق هستیم باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز دقت كنیم . هنگام كار و فعالیتهای ذهنی ،برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید موارد بهداشتی زیر را رعایت كرد :
۱-تاثیر تغذیه مناسب بر حافظه ( اعم از اكسیژن و غذا ) : تغذیه مناسب یكی از مهمترین عوامل در افزایش كارایی حافظه است . كلسیم و منیزیم و فسفر سه عنصر اساسی و ضروری برای حافظه به شمار می آید و باید با تغذیه مناسب مانند : جوانه گندم ، لبنیات ،جگر ، بادام ، گردو ، فندق ، سبزیجات و تخم مرغ می توان مواد مورد نیاز مغز را تامین كرد . و در فعالیتهای شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی ، نان ، وقند بپرهیزید و تا حد امكان از غذاهای دارای پروتئین مانند تخم مرغ ، گوشت – جگر سیاه و ماهی استفاده كنید . به طور كلی در نظر داشته باشید كه پرخوری و معده سنگین فعالیت ذهنی را سست و محدود می كند .

 

۲-تاثیر دخانیات و مواد مخدر: استفاده از سیگار و دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود بلكه عمل طبیعی سیستم عصب و حافظه را مختل كرده و اثرات دائمی دارد و با عدم استفاده از آنها می توانیم كارایی حافظه را بالا ببریم .
۳-تاثیر استرس بر حافظه :استرس یكی از عواملی است كه موجب ركود ذهن در مرحله فكر كردن می شود . استرس در دو مرحله مهم باعث اخلال در عمل حافظه می شود : یكی در مرحله ثبت اطلاعات و دیگری در مرحله یاد آوری اطلاعات . مسائلی چون مرگ یا حادثه ناگوار برای یكی از اعضای خانواده ، ترس ، خوشحالی بیش از حد و ازدواج می تواند بر كارایی حافظه تاثیر گذارد .
توجه : اكثر دانش آموزان موقع امتحان بیشتر به طرف پایین خیره می شود كه این عمل كارایی حافظه را در یاد آوری مطالب پایین می آورد پس بهتر است كه با چشمانی باز به گوشه بالا و چپ یا بالا و راست بنگرید . این عمل فیزیكی به نیمكره های مغز كمك می كند تا همكاری بهتری داشته باشند و امكان دستیابی شما به اطلاعات را فراهم آورند .
۴-تاثیر استراحت در حافظه : هنگام مطالعه نباید خسته باشید ، اگر احساس خستگی می كنید كمی باید استراحت كنید و بعد مطالعه را شروع كنید . پس از یادگیری نیز حتما" استراحت كنید تا آموخته های شما مجال استحكام و پایداری در حافظه را پیدا كنند و از به وجود آمدن عامل تداخل جلوگیری شود.
۵-تاثیر آرامش در حافظه : تا حدممكن در هنگام مطالعه آرامش بیشتری داشته باشیدچون در وضعیت آرامش ، امواج آلفا كه بین ۱۳-۸ هرتزاست در مغز منتشر می شود . در این حالت انسان می تواند از حداكثر نیروهای مغز خویش بهره جوید و یادگیری و بخاطر سپاری را تسهیل بخشد . در ضمن حفظ آرامش و حالت طبیعی ارگانیسم كاركرد طبیعی مغز و اعصاب را نیز تسهیل می كند.


ج- اصول اولیه مطالعه :


اولین اصل قبل ازشروع مطالعه چیست ؟ چگونه می توان بازده مطالعه را افزایش داد ؟ نحوه تفكرات واراده چه نقشی در مطالعه و كارهای روزمره دارد؟ و بهترین زمان و مكان مناسب برای مطالعه چیست ؟ یكی از ضروری ترین و كاملترین ابزار پیشرفت انسان مطالعه است برای اینكه بتوانید مطالعه بهتری داشته باشید تا بازیابی و بخاطر سپاری آن آسان باشد اصول زیر را باید رعایت نمائید :
۱-هدف : تیری كه بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. قبل از شروع مطالعه باید حتما" هدف خود را مشخص كنید . زیرا وقتی كه هدف خود را مشخص كردید آمادگی بیشتری برای خواندن و یادگیری خواهید داشت و داشتن هدف به شما كمك می كند تا در حین مطالعه دقت بیشتری داشته باشید و تمركز حواس نیز بهبود می یابد ، بنابراین قبل از مطالعه هر كتابی ، هدف خود را به طور دقیق و واضح بیان كنید
.
۲-برنامه ریزی : برنامه ریزی درسی ، این امكان را می دهد كه بهتر ودر زمان مخصوص به خودش آن درس را بخوانید با طرح برنامه ، نظم خاصی به روند یادگیری خود می دهید . كه این نظم خاص بمكانیسم حافظه در بخاطر سپاری مطلب كمك می كند.
۳- مكان و زمان مطالعه : مكان مطالعه باید آرام بوده ،از نور كافی برخوردار باشد و زمان مطالعه بهتر است موقع صبح باشد، حافظه وقع صبح فعال تر می باشد.
بنابراین قبل از شروع مطالعه باید هدف مشخص شود و به صورت معقول برنامه ریزی كنید و با علاقه وبدون هر نگرانی در اجرای برنامه نهایت سعی تان را بكار ببرید ورزش را به زندگی خود وارد كنید.


د - درك ، یادگیری و یادسپاری :


-
چرا برای به خاطر سپردن مطالب یك كتاب ، چند بار آن را می خوانیم و پس از مدتی مطالب را فراموش می كنیم ؟
-
آیا فهمیدن دلیل بریاد داشتن برای همیشه است و خلاصه نویسی به چه صورت باید انجام بگیرد؟
-
رعایت كدام اصل بخاطر سپردن مطلب یك كتاب را برای همیشه امكان پذیر می سازد.؟
برای اینكه مطالب خوانده شده را در حافظه بلند مدت خود ضبط كرده و برای مدتهای طولانی – بدون مراجعه به اصل كتاب كل مطلب را به یاد داشته باشید و در مواقع لزوم با صرف وقت كمتر به یاد بیاورید می توان از روش خلاصه كردن و الگوهای یادآوری استفاده كرد.
۱-اصل الگوهای یادآوری : عبارت از درك مطلب و متن خوانده شده ونوشتن آنها به صورت كلمات كلیدی. این كار كه همان خلاصه نویسی می باشد در هنگام مطالعه سبب افزایش تمركز حواس و مانع از خواب آلودگی می شود و قدرت به یادسپاری مطلب را بالا می برد. بنابراین خلاصه نویسی و الگوهای یاد آوری كه از اصول درك و یادگیری و یاد سپاری است دارای مراحل ذیل می باشد .
الف: یادداشت برداری : در یادداشت برداری نكات بصورت اصلی و فرعی نوشته می شوند بدین صورت كه موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه های اصلی و فرعی می نویسید در اینجا از جمله نویسی پرهیز می كنید و از كلمات كلیدی استفاده می كنید . با توجه به اینكه یاداشت برداری و خواندن دو عمل مجزا می باشد و هر یك كار فیزیكی متفاوتی دارد لذا از خواندن توام با نوشتن پرهیز كنید زیرا در كار مغز اختلال ایجاد می كند .
ب – مرحله بازنگری و تكمیل : پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را بررسی، و آن را تكمیل و مرتب كرده ودر مرتب كردن سعی كنید كلمات كلیدی باهم ارتباط بیشتر داشته باشد.
ج – مرحله تعریف : بعد از آن دو مرحله متن اصلی را كنار گذاشته با نگاه كردن به الگوهای یاد آوری و كمك گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آنچه را یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید. این مرحله مغز شما را پویا و فعال خواهد كرد .
دمرحله تكرار و مرور : مرور و یاد آوری از فراموشی مطالب جلوگیری می كنند و حفظ و یاد آوری مطالب به همین عنوان است . اگر مطالب مرور وتكرار شود از فراموشی آن مطالب جلوگیری می شود .
بیش از ۹۰% از مطالب خوانده شده بعداز ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالیكه مرحله مرور مانع از فراموشی مطالب می شود . پس باید بعد از خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را تكرار و مرور كنید.


اصول دیگر بازسازی و یادآوری :


۲- تداعی : برای بازسازی و یادآوری موضوعات جدید باید تداعی مناسب بین آنها بر قرار كنید، چون حافظه به صورت زنجیره ای عمل می كند پس باید هر یك از موضوعات را یكی از حلقه های زنجیر در نظر گرفت . آن وقت این حلقه ها را با كمك سیستم های تداعی بهم پیوند داد. اما از آنجا كه هر چقدر این تداعی غیر منطقی تر باشد بهتر در حافظه باقی می ماند، بنابراین باید سیستم های تداعی را به صورت مضحك مبالغه آیز رنگهای غیر واقعی در آورد تا موضوعی بهتر در حافظه باقی بماند . بنابراین تداعی بین اطلاعات كمك بزرگی در بخاطر سپاری آنها می كند.
۳-تجسم : تداعی بین اطلاعات به تنهایی كافی نیست ، بلكه باید علاوه بر تداعی ، آنها را به وضوح و آشكارا در ذهن خود مجسم كنید . تجسم از اعمال نیمكره راست مغز است . بنابراین اگر در هنگام بخاطر سپاری از نیمكره راست مغز خود را نیز بهره بگیرید یعنی همزمان از دو نیمكره مغز خود استفاده كنید تداعی یادگیری و بخاطر سپاری اطلاعات چندین برابر می شود.
بنابراین به طور كلی داشتن هدف ، اعتماد داشتن ، علاقه ، سلامتی ، اكسیژن كافی ،دقت ، تمركز ، استراحت ، خواب كافی ، آرامش ، مدت یادگیری برنامه ریزی ، یادگیری با فاصله – تصمیم به خاطر سپردن ، خوب درك كردن و… از عوامل موثر در بهبود به خاطر سپاری و بازیابی حافظه است .


نتیجه
به خاطر سپردن ، مهارت و هنری است همانند حرف زدن ، خواندن و فكر كردن هر كسی می تواند با تلاش و آموزش اصولی بهبود حافظه كه ذكر كردیم هر یك از این مهارتها یا همه آنها را در خود تقویت كرده و بهتر انجام دهد. زمانی بود كه اگر به صفحه ای از یك كتاب نگاه می كردید محال بود حتی مفهوم یك كلمه را درك كنید ولی پس از گذشت سالهای دبستان توانستید هزاران كلمه خوانده و میلیونها جمله بسازید بنابراین استعداد و ظرفیت داشته اید كه توانائی نوشتن و خواندن در شما شكوفا گردد اما برای اینكه كارایی حافظه شما بهبود یابد باید توجه كنید كه همانگونه كه اعضا جسمی بدن انسان اگر حتی جنب وجوش طبیعی و معمولی خود را از دست بدهند و یا این جنب وجوش متوقف گردد موجب بی حالی و سستی می شود تا آنجا كه گمان می رود او مریض است و نیاز به درمان دارد ، حافظه را هم اگر مدتی رها كرده و او را برای یاد سپاری های مختلف بكار نبرید ، كم كم حالت پویائی خود را از دست داده و انسان احساس می كند كه حافظه او كارایی لازم را ندارد .پس می توانید با رعایت اصول بهبود حافظه، میزان كارایی حافظه خود را بالا ببرید .  

 اصول بهبود حافظه عبارتنداز :
۱- اصل استفاده از حافظه
۲- اصل بهداشت حافظه
۳- اصل اولیه مطالعه
۴- اصل درك و یادگیری و یاد سپاری

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 10:2  توسط محمد  | 
انسان‌هايي كه ارتباطات سالم و درستي با ديگران دارند، استرس كمتري را تجربه مي‌كنند و شادتر هستند. در هر رابطه صحيح و انساني رعايت يكسري اصول اوليه ضروري است. در اينجا به چند اصل مهم اشاره مي‌شود:
- هيچ كس دقيقاً همان چيزي نيست كه خواهان آن هستيد. گاه افراد با اعمالشان شما را ناديده مي‌گيرند. يك رابطه سالم به اين معناست كه ديگران را به همان صورتي كه هستند بپذيريد و قصد تغيير آنها را نداشته باشيد.
گفت‌وگوي سالم يكي از اركان ارتباط سالم است.
 بدين معنا كه:
- براي دوستي خود وقت بگذاريد.
- شنونده خوبي باشيد. وقتي طرف مقابل مشغول صحبت است تنها به صحبت‌هاي او گوش دهيد و به پاسخ خودتان نينديشيد.
- با گوش جان صحبت‌هاي طرف مقابل را بشنويد. گاه افراد در گفته‌هايشان احساسي را بيان مي‌كنند كه تنها با گوش شنيده نمي‌شود و بايستي قلب خود را براي حس كردن آن به كار بگيريد.
- سؤال كنيد. اگر احساس مي‌‌كنيد نكته‌اي را از گفته‌هاي طرف مقابل متوجه نشده‌ايد از او بخواهيد تكرار كند، علاقه‌مندي خود را به شنيدن مطلب نشان دهيد.
- تبادل اطلاعات كنيد. مطالعات نشان مي‌دهد تبادل اطلاعات براي شروع ارتباط مفيد است. در بيان خود و اطلاعاتتان راحت باشيد ولي متوجه باشيد كه در آغاز طرف مقابل را با انبوهي از مطالب دچار سردرگمي نكنيد. يك رابطه سالم، گفت‌وگويي سالم را مي‌طلبد.
بسياري از ما سعي مي‌كنيم افراد و موقعيت‌ها را تابع خواسته‌هاي خويش سازيم و طبيعي است وقتي آنها به شيوه خود عمل مي‌كنند ما آمادگي نداشته و احساس نگراني، غم و حتي خشم مي‌كنيم. در يك رابطه سالم رشد و تغييرات هر يك از طرفين مجاز مي‌باشد.
رضايت خودتان را در يك رابطه ناديده  نگيريد. رابطه سالم دو جانبه است و هر دو نفر بايستي از آن احساس رضايت كنند.
چنانچه مسئوليتي را مي‌پذيريد، آن را به طور كامل به پايان برسانيد. در يك رابطه سالم مسئوليت‌پذيري از شرط‌هاي اساسي به شمار مي‌آيد.
بسياري از ارتباطات تعارضاتي را نيز به همراه دارد. اين بدين معنا نيست كه شما به عقايد يكديگر احترام نمي‌گذاريد بلكه بدين معناست كه مسئله‌اي داريد   :
- براي گفت‌وگو و مذاكره درباره مسئله موجود وقت مناسبي را تعيين كنيد.
توجه داشته باشيد گفت‌وگوهاي دشوار را زماني كه خسته يا عصباني هستيد آغاز نكنيد. با توافق طرف مقابل زمان مناسبي را براي گفت‌وگو درباره مسئله موجود انتخاب كنيد. يك رابطه سالم بر مبناي احترام متقابل پايه‌ريزي شده است.
ايراد نگيريد و سرزنش نكنيد. به موضوع حمله ببريد نه به شخص. يك گفت‌وگوي ملايم را به شكلي قاطعانه و با گفتن كلمه «من» آغاز كنيد. چگونگي ناراحتي خود را از مسئله بيان نماييد و هرگز كلمه تو يا شما را به منظور سرزنش و تحقير طرف مقابل به كار نبريد. در يك رابطه سالم سرزنش جايي ندارد    .
- به احساسات منفي و غير قابل كنترل خود اجازه بروز ندهيد. به ديگران فرصت دهيد درباره خودشان صحبت كنند .           
- از موضوع بحث خارج نشويد. حول يك موضوع مشخص بحث و  گفت‌وگو كنيد و هر موضوعي كه شما را آزرده ساخته و ارتباطي به موضوع فعلي ندارد را پيش نكشيد. يك رابطه سالم اشتباهات را مي‌پذيرد.
- با مفروضات خود نتيجه‌گيري نكنيد. وقتي با كسي صميمي مي‌شويد هرگز بر پايه فرضيه‌هاي پيش‌ساخته خود نتيجه‌گيري نكنيد. شما احساسات و افكار طرف مقابل را به خوبي نمي‌شناسيد. يك رابطه سالم همه جوانب را مي‌سنجد.
- اگر احساس كرديد به كمك فرد ديگري احتياج داريد، از  وي  كمك  بگيريد .
در صورتي كه نتوانستيد مسائل خود را با طرف مقابل  به شيوه‌اي صحيح حل نماييد حتماً از فردي مثل مشاور، والدين، افراد باتجربه ديگر و افراد قابل اعتماد كمك بخواهيد. يك رابطه سالم از تقاضاي كمك نمي‌هراسد .
- نسبت به ديگران خرده‌گير نباشيد. البته شما نمي‌توانيد هر چيز و هر كس را بپذيريد ولي در عين حال خرده‌گير هم نباشيد. اين كار از انرژي‌هاي شما مي‌كاهد. مطالعات نشان مي‌دهد هر چه بيشتر خوبي‌هاي ديگران را ببينيد و كشف كنيد، روابط سالم به حال مي‌انديشد، نه اميدواري نسبت به يك ايده‌آل عالي در آينده    .
صميميت، نقش مهمي در ارتباطات بين فردي دارد. يك رابطه سالم احساسات صميمانه و دوستانه‌اي را مي‌طلبد.
در همه امور تعادل خود را حفظ كنيد و به هر يك از افراد و مسائل زندگي خود سهم مناسبي را اختصاص دهيد. يك رابطه سالم وابستگي‌هاي شديد و عادت‌گونه را نمي‌پذيرد.
دوست شدن و ايجاد يك رابطه سالم يك‌باره اتفاق نمي‌افتد، بخصوص وقتي در محيطي جديد مثل دانشگاه و خوابگاه قرار مي‌گيريد. نزديك شدن به افراد جديد كمي دشوار به نظر مي‌رسد ولي به خاطر بسپاريد آشنا شدن با افراد كمي طول مي‌كشد، ايجاد يك رابطه سالم نياز به زمان دارد.
اگر بتوانيد در برخوردهايتان خودتان باشيد و نقش بازي نكنيد، بسيار دلچسب‌تر و مقبول‌تر خواهيد بود. چنانچه خود را زير نقاب پنهان كنيد بالاخره دير يا زود خود واقعي‌تان آشكار خواهد شد و به روابط شما لطمه خواهد زد. يك رابطه سالم با انسان‌هاي واقعي ساخته مي‌شود نه با تصورات.               
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:33  توسط محمد  | 
پرده بگردان و بزن سازنو هان كه رسد از فلك آواز نو
تازه و خندان نشود هوش و گوش تا زخرد در نرسد راز نو
((مولانا))
جهان سرشار از دگرگوني ها و پر رقابت امروز آكنده ازفرصتها و چالشهاست، از آنجا كه سازمانها بنيادهاي سازنده كشور ها هستند. توانمندي و پيشرفت كشورها به كاميابي سازمانهاي آن بستگي دارد. شناسايي و بهره گيري از فرصتها از سوي سازمانها به افزايش بهروري و پيشرفت اقتصادي هر كشور مي انجامد و اين امر شدني نخواهد بود مگر با دور انديشي مديران که با استفاده از ابزارهای مدیریت ضاي آفريننده و گسترش انگيزه هاي آفرينندگي در كاركنان و در راستاي رشد و بالندگي سازمان و در نتيجه كشور مي كوشند.
شرايط كاري آفريننده به گونه اي بايسته، مي تواند بزرگترين دستاورد براي سازمان باشد. ساختن چنين محيطي بسته به پشتيباني همه جانبه از نوآوريهاي و كوشش هاي آفريننده كاركنان دارد.
شرايط كاري آفريننده به گونه اي مستقيم با كاميابي سازمان پيوند دارد بدين سان كه:
- به گونه اي بنيادين كيفيت تصميم گيري هاي سازمان افزايش مي يابد.
- به كاهش هزينه ها و جلوگيري از هدر رفتن منابع و انرژي در سازمان كمك مي كند.
- به ايجاد نو آوري سودمند، داراي چشم انداز آينده و اميد بخش كمك مي كند.
- به افزايش كيفيت توليد و خدمات مي انجامد.
- به افزايش انگيزه هاي كاري كاركنان مي انجامد.
- به افزايش سطح بهداشت رواني و رضايت شغلي كاركنان مي انجامد.
- به افزايش مهارتهاي حرفه اي كاركنان مي انجامد.
- به افزايش رشد، بالندگي و بهروري در سازمان مي انجامد.
در اين مقاله صد رهنمود سازنده كه يك مدير مي تواند براي بهينه سازي سازمان كار و ايجاد فضاي آفريننده كاري از آنها بهره گيري كند به دست داده مي شود.

اولين رهنمود:
پاسخگويي به پديد آوردن فضاي آفريننده در كارها را به دوش خود بگيريد، اگر چه كاركنان شما مي توانند در كار پشتيباني و رشد و گسترش آفرينندگي دستياران شما باشند با اين همه چنانچه به پشتيباني پيوسته شما از آفرينندگي خود باور نداشته باشند، دست به آفرينندگي نمي زنند.
دومين رهنمود:
در سازمان آگاهانه ساختارهاي تازه اي را بيازماييد و به كار گيريد تا بتوانيد روش هايي را برگزينيد كه در آن كاركنان از بالاترين پشتيباني يكديگر در برنامه هاي آفريننده برخوردار باشند.
سومين رهنمود:
كوششهاي خود را در برابر آن چهارچوب هاي فرهنگ سازماني (معيارها و موازين سنتي) كه از نو آوري جلوگيري مي كنند سامان دهيد.
چهارمين رهنمود:
به ياد داشته باشيد كه نوآوري خود به خود پديدار نمي شود و شما بايد به روشني كاركنان خود را آگاه كنيد كه از آنها انتظار نوآوري مي رود.
پنجمين رهنمود:
فضايي بر پايه ي صداقت و همكاري بيافرينيد تا كاركنان شما بتوانند در اين فضا احساس آگاهي و گسترش انديشه هاي تازه را در يكديگر بر انگيزند.

ششمين رهنمود:
از قدرت طلبي بيش از اندازه و بهره گيري از وابستگي كاركنان در مديريت سنتي پرهيز كنيد.
هفتمين رهنمود:
آگاه باشيد كه كوشش هاي شما در راه دست يابي به دگرگوني ها با ايستادگي و كندكاري از سوي كاركنان روبرو خواهد شد. پيوسته و بردبارانه نشان دهيد باور به فضاي آفريننده ي كاري در جهت رسيدن به هدف و پيروزي داريد. بي درنگ پي خواهيد برد كه از ايستادگي و كند كاري آنها كاسته خواهد شد.
هشتمين رهنمود:
انديشه هاي نوآورانه را به گونه اي تعريف كنيد كه كاركنان آنها را ببينند و باور كنند و پيوسته آنها را از آفرينندگي ها آگاه كنيد.
نهمين رهنمود:
ماهيت و اهميت آن پرسمان هايي را كه فرو گشودن آنها تنها از راه آفرينندگي امكان پذير است به گونه اي ويژه گوشزد كنيد.
دهمين رهنمود:
بدون ترديد و گمان از بازيهاي ماجراجويانه كه تنها منابع ارزشمند و انرژي را در سازمان نابود مي كنند و كمكي به پيشرفت نمي كنند بپرهيزيد.
يازدهمين رهنمود:
كاركنان بايد اطمينان حاصل كنند كه براي انديشه هاي نوآورانه و زمان و منابع مورد نياز را نيز در نظر گرفته ايد.
دوازدهمين رهنمود:
آمادگي رواني كاركنان را براي انديشيدن و آفرينندگي تقويت نمائيد.
سيزدهمين رهنمود:
ويژگيهاي چشمگير كاركنان خود را در ديده داشته باشيد و همه ي ويژگيهاي رفتاري آنها را از نيك يا بد به گونه اي ژرف ارزيابي كنيد.
چهاردهمين رهنمود:
وظيفه و انگيزه برنامه كاري را به بالاترين ميزان با منابع واقعي هر يك از كاركنان هماهنگ كنيد.
پانزدهمين رهنمود:
انگيزه هاي هر يك از كاركنان را بشناسيد و ازآنها به گونه اي بهره گيري كنيد كه با خواسته ها و آرزوهاي آنها بيشترين هماهنگي را داشته باشيد.
شانزدهمين رهنمود:
از هيچ كاري براي برانگيختن احساس پاسخگويي، استقلال و پختگي كاري در كاركنان خود كوتاهي نكنيد. ناپختگي رفتار هنگامي رخ مي دهد كه آنها احساس كنند هيچ نظارتي بر روند كاري نداشته و از آنها انتظار موافقت، انفعال و فرمانبرداري مي رود. به گونه اي كه تنها كاركناني تشويق مي شوند كه چيزي نمي پرسند، و پيشنهادي براي بررسي انديشه هاي تازه كه با چهار چوب هاي كاري از پيش تعيين شده ناهماهنگي دارند نمي دهند.
هفدهمين رهنمود:
براي كاركنان انگيزه هاي كاري كه احساس رشد و پيشرفت حرفه اي را در آنها بر مي انگيزد فراهم كنيد. اين موضوع انگيزه ي بسيار نيرومندي به آنها مي دهد.
هجدهمين رهنمود:
به كاركنان انجام كارها و برنامه هايي را واگذار كنيد كه در آنها احساس توانايي و شايستگي را برانگيزد.
نوزدهمين رهنمود:
بحث و گفتگو پيرامون انديشه هاي گوناگون را آزاد بگذاريد تا توانمندي كاركنان بيش از آنچه هست افزايش يابد.
بيستمين رهنمود:
وظايف كاركنان را به شيوه اي به آنها واگذار كنيد تا احساس خرسندي كنند كه همچون گذشته تشويق شده و راه پيشرفت آنها در آينده هموار خواهد شد.
بيست و يكمين رهنمود:
به كاركنان خود ياري كنيد تا در مشكلات انگيزه پيشرفت ببينند. پذيرفتن اين امر از سوي كاركنان كه از نيروي بالقوه خود آگاهي ندارند به آنها كمك مي كنيد تا با ديد مثبتي به اين مشكلات بنگرند و با گرايش بيشتري براي از ميان برداشتن بازدارنده هاي كاري و حل مشكلات بكوشند.
بيست و دومين رهنمود:
كاركنان را آگاه كنيد كه كاميابي هاي آنها بستگي فراواني به آفرينندگي و چگونگي كار آنها دارد.
بيست و سومين رهنمود:
بپذيريد تا كاركنان از روشهاي كاري و شيوه خود برخوردار باشند و كساني را كه شيوه كارشان همانند شما نيست زير فشار نگذاريد.
بيست و چهارمين رهنمود:
بپذيريد كه روش يكسان در مديريت براي همه كاركنان كار آمد نيست. مدير آفريننده كسي است كه روش كار خود را بسته به چگونگي شرايط دگرگون مي كند و توانايي آن را دارد كه هماهنگ با موقعيت و چهار چوب كاري خود، روش و مديريتي را كه بر پايه ي همدردي و وارد نشدن در زندگي شخصي كاركنان و عدم خودكامگي باشد. در اين ميان، احساس همدردي بايد در جايگاه نخست باشد.
بيست و پنجمين رهنمود:
براي دستيابي به نتيجه دلخواه از ويژگيهاي گوناگون كاركنان بهره گيري كنيد.
بيست و ششمين رهنمود:
نيروي بالقوه و مهارت كاركنان را نه بروي نقش و وظيفه كه بر روي انگيزه و هدف آنها تمركز كنيد. نگراني بيش از اندازه در تعييين نقش كاركنان به نيروي آفرينندگي آسيب وارد مي كند.

بيست و هفتمين رهنمود:
فضاي كاري را به گونه اي سرو سامان دهيد تا كاركنان با احساس آزادي در انجام وظايف برنامه ها در آفريننده ترين مسير پياده كنند.
بيست و هشتمين رهنمود:
كاركنان خود را برانگيزيد تا هنگامي كه به نتيجه دلخواه دست نيافته اند از به انجام رسانيدن وظيفه خود دست بردارند.
بيست و نهمين رهنمود:
معيار خواسته هاي خود را بزرگ اما واقع بينانه تعيين كنيد، چرا آنكه طرح حتي بهترين ايده ها مي بايد با امكانات واقعي سازمان هماهنگ باشند.
سيمين رهنمود:
به كاركنان چنين تلقين كنيد كه دستيابي به نتيجه بهينه در هرگام از برنامه به چگونگي انجام وظيفه ي آنها بستگي دارد.
سي و يكمين رهنمود:
اگر چه به وجود انظباط كاري نياز است، اين انظباط در عمل مي بايد با احساس پاسخگويي و نظم شخصي كاركنان هماهنگي داشته باشد.
سي و دومين رهنمود:
تشخيص دهيد چه كسي در چه زماني مايل هستند تا وظيفه خود را به بهترين شكل انجام دهند و چنانچه امكانات مورد نياز براي آنها فراهم شود، چه نقش آفريننده اي دارند.
سي و سومين رهنمود:
كساني را كه از نبوغ و استعداد ويژه اي برخوردار هستند پيوسته تشويق كنيد.
سي و چهارمين رهنمود:
مسائل را به درستي فرمول بندي كنيد و پيامدهاي دلخواه را ببينيد. تصميم هاي مناسب بگيريد و نخستين گام ها را برداريد. از كساني كه مي توانند بر مشكلات چيره شوند بهره گيري كنيد.
سي و پنجمين رهنمود:
شور و اشتياق كاركنان را نه با دستور و فرمان كه با پند و توصيه و متقاعد كردن به شيوه ي غير مستقيم برانگيزيد. هدف را با اصطلاحات روشن مشخص كنيد، اما رشد و گسترش روش هاي گوناگون را آزاد بگذاريد.
سي و ششمين رهنمود:
در آغاز مسئله را به گونه اي گسترده مطرح كنيد تا از بيشترين ايده ها و انديشه هاي آفريننده بهره گيري كنيد. طرح مسئله به گونه اي باز و گسترده از كاهش بالقوه راه حل هاي نوآورانه پيشگيري مي كند. روشهاي آزاد حل مسئله را تشويق كنيد.
سي و هفتمين رهنمود:
زماني براي پديد آمدن، رشد، گسترش و به پختگي رسيدن ايده ها و انديشه ها در نظر بگيريد.
سي و هشتمين رهنمود:
به برخي از كاركنان در انجام كارهاي خود آزادي بيشتري بدهيد. زمينه هاي معيني را براي آزادي عمل آنها در نظر بگيريد و اين زمينه ها را رفته رفته و به ضرورت گسترش دهيد.
سي و نهمين رهنمود:
از به كار گرفتن بيش از اندازه ي كاركنان در انجام كار هاي فوري خودداري كنيد.
چهلمين رهنمود:
مطمئن شويد كه كاركنان آفريننده شما در يك روز تمام درگير كار مشخص نباشند.
چهل و يكمين رهنمود:
كاركنان آفريننده را سامان دهي كنيد و از آنها همچون نيروي ويژه براي فروگشودن دشواريهاي پيچيده بهره گيري كنيد.
چهل و دومين رهنمود:
مطمئن شويد كه كاركنان به همه ي منابع دانستني، تجربه هاي بدست آمده و به هر امكاني كه در پيوند با جستجوي راه حل آفريننده براي مسائل مورد نياز است دست رسي دارند.
چهل و سومين رهنمود:
به كاركنان خود آزادي انديشه كامل بدهيد و با صداقت آنها را مورد تشويق قرار دهيد. آزادي انديشه كامل، احساس و تصور آفرينندگي و نيز گرايش نسبت به پژوهش و آزمايش را پرورش مي دهد و به بروز مهارت در آفرينندگي مي انجامد.

چهل و چهارمين رهنمود:
خود را آموزش دهيد تا نسبت به ايده ها و انديشه هاي پيشنهاد نه واكنش منفي كه واكنش مثبت نشان دهيد.
چهل و پنجمين رهنمود:
شرايط كاري بهتري را سامان دهيد تا از رقابت كاركنان بكاهد و بر اعتماد آنها نسبت به يكديگر بيافزايد.
چهل و ششمين رهنمود:
شرايطي را در سازمان بوجود آوريد تا كاركنان بتوانند بدون هيچ بازدارنده اي با آفرينندگي به كار خود بپردازند.
چهل و هفتمين رهنمود:
ريسك كردن را تشويق كنيد و از ريسك صحيح پشتيباني كنيد، زيرا ريسك بخش اصلي نو آوري و پيشرفت به شمار مي رود.
چهل و هشتمين رهنمود:
بردباري و شكيبايي در برابر شكست و ناكامي را در خود و كاركنان پرورش دهيد.
چهل و نهمين رهنمود:
فضاي امني نسبت به ناكامي ها فراهم كنيد براي انسان كافي است تا او را دچار افسردگي و نااميدي كند به كاميابي ها پاداش دهيد و تا آنجا كه امكان دارد ناكامي ها را ناديده بگيريد.

پنجاهمين رهنمود:
چنانچه ايده ها و انديشه هاي نوآورانه كاركنان به موفقيت نيانجاميد، از ترس و هراس در برابر شكست و ناكامي بكاهيد.
پنجاه و يكمين رهنمود:
به گونه اي رفتار كنيد تا كاركنان دريابند چنانچه ايده ها و انديشه هاي آنها پذيرفته نشد يا انجام آنها نا ممكن بود كوشش آنها بيهوده نبوده است.
پنجاه و دومين رهنمود:
خود و كاركنان از اشتباهات بياموزيد بيشتر هنگام در سازمان گوشزد مي كنند كه از بروز لغزش بايد پرهيز كرد و اين امر موجب مي شود كه با هرگونه كوتاهي و سهل انگاري در ايده ها و انديشه ها به سختي بر خود شود. ترس از مجازات به پديد آمدن گرايش به (بازي آرام) مي انجامد. آفرينندگي كاركنان نياز زيادي به دگرگون شدن اين شرايط و تمركز بر جنبه هاي مثبت و آينده نگرانه ي ايده ها و انديشه ها دارد.
پنجاه و سومين رهنمود:
چنانچه امكان داشته باشد، بدون هيچگونه انتقاد، به برخي از كاركنان اجازه دهيد تا از ايده ها و انديشه هاي شخصي خود بهره گيري كنند و در يك چهار چوب پذيرفته راه بروز لغزش يا ناكامي را باز بگذاريد. تدبيرهاي تنبيهي در مورد هر اشتباه و لغزش يا ناكامي در كار به اين مي انجامد كه كاركنان بيش از اندازه راه هاي امن را در پيش گيرند.

پنجاه و چهارمين رهنمود:
از هر كار نوآوارنه اي پشتيباني كنيد.
پنجاه و پنجمين رهنمود:
از انتقاد سازنده همواره با احتياط و به ميزان مناسب بهره گيري كنيد.
پنجاه ششمين رهنمود:
با كردار و رفتار خود به كاركنان نشان دهيد كه با آنها هستيد نه مقابل آنها كاركنان را ياري كنيد و بازدارنده راه آنها نباشيد. بسياري از مديران كم و بيش خواسته هاي بسيار زيادي دارند. كاركناني كه ايده ها و انديشه هاي تازه بروز مي دهند، با احساس نامطلوب سرشكستگي روبرو مي شوند و اين چيزي است كه پياده كردن عملي ايده ها و انديشه ها را با دشواري روبرو مي سازد.
پنجاه و هفتمين رهنمود:
صداقت و صراحت كاركنان را تشويق كنيد. برخود چيره شويد و ديدگاه كاركنان را در مورد خود جويا شويد. اينكه شما را چگونه ارزيابي مي كنند. چه نظري نسبت به شما دارند و چگونه مي توانيد بهتر از آنچه كه هستيد شويد.
پنچاه و هشتمين رهنمود:
كاركنان را ياري دهيد تا اعتماد به نفس خود را پرورش دهند و از انجام هيچ كاري كه در توان شماست براي كاهش ترس، هراس و افزايش هشياري آنها كوتاهي نكنيد.
پنجاه و نهمين رهنمود:
با تقسيم دوباره توانايي هاي موجود كاركنان، توانمندي هاي تازه اي را بيافرينيد.
شصتمين رهنمود:
ناظر و رئيس نباشيد، كسي باشيد كه در انجام كارها همكاري مي كند.
شصت و يكمين رهنمود:
نسبت به كاركنان حس نيت داشته باشيد و بدانيد چگونه حس نيت آنها را به خود جلب كنيد. حس نيت با دستور و فرمان ايجاد نمي شود، بلكه در نتيجه احترام دو جانبه و بردباري تنها در گفت و گوها و برخوردها مي تواند رشد و گسترش يابد.
شصت و دومين رهنمود:
دوست و مهربان باشيد و چهارچوبهاي شخصي والا و رفتار متعادل داشته باشيد. صميمانه به سخن كاركنان گوش فرا دهيد، يار باشيد و در غم و شادي آنها سهيم باشيد.
شصت و سومين رهنمود:
تفاوت ميان پافشاري و پرخاشگري را دريابيد و به گونه اي هماهنگ رفتار كنيد.
شصت و چهارمين رهنمود:
سپري باشيد ميان كاركنان و مشكلات بيروني سازمان و فضاي آسوده و امني را فراهم آوريد.
شصت و پنجمين رهنمود:
فرو گشودن مسائل در جمع كاركنان را به گونه اي واقعي و نه نمادين انجام دهيد.

شصت و ششمين رهنمود:
به كاركناني كه آفريننده هستند اجازه دهيد تا در تصميم گيري هاي فراگير و در شكل گيري برنامه هاي بلند مدت از بيشترين حضور برخوردار باشند.
شصت و هفتمين رهنمود:
نفوذ خود و تاثير آن را در سازمان افزايش دهيد.
شصت و هشتمين رهنمود:
ابتكار عمل را در كاركنان تشويق كنيد و پرورش دهيد.
شصت و نهمين رهنمود:
همواره اطمينان پيداكنيد كه كاركنان از نقش خود دردستيابي به هدف هاي مشترك آگاهي دارند.
هفتادمين رهنمود:
پاداش و انگيزه هاي كاركنان را براي نقش آنها در كارهاي آفريننده افزايش دهيد و هماهنگ كنيد.
هفتاد و يكمين رهنمود:
روشهاي ارتقاء سنتي در مقام را درگون كنيد تا كاركنان به ميزان شايستگي هاي خود ارتقا يابند.
هفتاد و دومين رهنمود:
در ارزيابي هاي خود در زمينه بازدهي كاركنان، از معيارهايي بهره گيري كنيد كه نشانگر آفرينندگي هستند.
هفتادو سومين رهنمود:
بايسته است براي دستاوردهاي آفريننده و چشمگير كاركنان به آنها پاداش مناسبي دهيد.
هفتادوچهارمين رهنمود:
به هنگام ارزيابي دستاوردها نام كاركنان را از قلم نيندازيد. ميزان اهميت دستاوردهاي كاركنان خاصي را گوشزد كنيد و نه گروه يا بخشي كه در آن كار مي كنند.
هفتاد و پنجمين رهنمود:
ميزان پذيرش بازدهي كار آفريننده از نظام تائيد شده تقسيم درآمد و همچنين برنامه هاي ديگر مانند جبران ديركرد، پاداش نقدي براي سهم هر فرد در برنامه، ثبت اختراع، حقوق مولف براي اختراع و مانند اينها را افزايش دهيد.
هفتاد و ششمين رهنمود:
بخش اطلاع رساني سازمان بايد پاسخگويي به امر سپاسگزاري ويژه و تامين حسن شهرت كاركنان آفريننده و شايسته را بر دوش بگيرد.
هفتاد و هفتمين رهنمود:
نظم ارتباطي سازمان يعني را