|
روانشناسی
|
||
● اختلالهای روانی
▪ بهنجاری/ نابهنجاری:
بهنجار و نابهنجار در ارتباط با رفتار بشر، اصطلاحهای نسبی هستند؛ بنابراین تعریف آنها دشوار است. مثلا بهنجاری الگوهای رفتاری و صفات شخصیتی توصیف شده است که مطابق با راههای استاندارد یا متناسب و مقبول رفتار هستند، اما استفاده از اصطلاحاتی نظیر «مقبول» به دلیل مبهم بودن، ارتباط با داوری ارزشها و تغییر آنها از فرهنگی به فرهنگ دیگر، دور از انتقاد قرار گرفتهاند.
سازمان بهداشت جهانی (WHO) بهنجاری را حالت سلامت جسمی، روانی و اجتماعی تعریف کرده است، اما این تعریف نیز محدود است. زیرا فقط تعریف سلامت روانی و جسمانی را فقدان بیماری روانی و جسمی تعریف میکند.
متن بازنگری شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM – IV- TR) تعریفی برای بهنجاری یا سلامت روانی ارائه نمیکند؛ هر چند که برای اختلال روانی تعریفی ارائه میدهد.
اختلال روانی را میتوان یک سندرم یا الگوی رفتاری دانست که با احساس ناراحتی یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینهی کارکردی) همراه است. همچنین سندرم نباید فقط پاسخی قابل انتظار و تایید شده از نظر اجتماعی نسبت به یک رویداد خاص، نظیر مرگ یک فرد عزیز باشد. مطابق تعریف IRـ IVـ DSM رفتارهای انحرافی (مثلا از نظر سیاسی، مذهبی یا جنسی) و تعارضهایی که در درجهی اول بین خود و اجتماع وجود دارد، اختلال روانی شمرده نمیشوند.
● عوامل اساسی بهوجود آورنده رفتار نابهنجار:
▪ استرس:
استرس مجموعهای از تنشهای هیجانی همراه با تغییرات زیست شناختی (تعریف، تپش قلب، تغییرات فشار خون) است که با تهدید از جانب یک رویداد بیرونی پدید میآید. هر فردی در زندگی درجاتی از استرس را تجربه میکند، اما هنگامی که رویداد خارجی تهدیدآمیز شدید و طولانی باشد مثلا تصادف، مرگ، محرومیت و ...، تلاش تطابقی عمدهای برای شخص لازم است. این امر ممکن است شخص را در معرض فروپاشی پاسخهای انطباقی قرار داده و موجب بروز رفتار نابهنجار شود.
▪ مکانیزمهای کنارآمدن:
در مقابل یک رویداد یا یک رشته موقعیتهای استرس آمیز، شخص ممکن است با معطوف ساختن رفتار به مدارا با رویداد استرسآمیز به چالش برخیزد یا ممکن است حالت دفاعی گرفته و به مکانیزمهای ناخودآگاه کنارآمدن متوسل شود، که معمولا مکانیزمهای دفاعی خوانده میشوند.
▪ آسیب پذیری:
پاسخ کافی دادن یا ندادن فرد نسبت به استرس، تابع آسیبپذیری یا استعداد او برای ابتلا به اختلالات روانی است. آسیبپذیری دو علت علت اساسی دارد: علل ژنتیک، که در آن ژنهای معیوب استعداد برای ابتلا به اختلال روانی را به وجود میآورند؛ و تجارب اوان زندگی که با نقص مراقبت پدر و مادری یا ناکافی بودن فرصتهای یادگیری مشخص است.
▪ تشخیص:
گسترهی وسیعی از مشکلات تحت عنوان آسیب روانی قرار دارند. بعضی از آنها فقط شامل یک ناراحتی عاطفی خصوصی هستند، تعدادی نیز آنچنان از کارکرد بهنجار ساقط شدهاند که از دید هر ناظری مشهود و مشخص هستند. تعدادی میتوانند در خانه و محل کار خویش کارکرد مناسبی داشته باشند، عدهای نیز نیازمند بستری شدن هستند. بعضی از این موارد را میتوان یک واکنش موقت در برابر فشار روانی دانست و تعدادی نیز سالها به طول میانجامند.
برخی از آنها بر کیفیت تفکر یا واقعیت آزمایی تاثیر نمیگذارند و تعدادی نیز توانایی استدلال و یا تمیز واقعیت از خیال را از دست میدهند. افراد متخصص کوشیدهاند تا این مشکلات را در طبقههای تشخیصی مجزایی طبقهبندی کنند.
در ادامه، توصیفهای مختصری راجع به برخی از طبقات تشخیصی عمده ارائه شده است.
▪ اختلالهای اضطرابی:
مشکل اصلی افراد مبتلا به این اختلال، احساس اضطراب یا عصبی بودن است که به نظر میرسد توجیه منطقی ندارد. فرد میتواند تفکر و استدلال یکپارچه و منسجمی داشته باشد و معمولا متوجه بیمعنا بودن ترس خود میباشد.
از اختلالات این گروه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اختلالهای هراس، اختلال اضطراب منتشر، اختلال وحشتزدگی، اختلال وسواس فکری ـ عملی.
▪ اختلالهای جسمانی شکل:
شکایت اولیهی اختلالهای جسمانی شکل شکایت از نشانههای جسمانی است، هر چند هیچ گونه بیماری جسمانی واقعی وجود ندارد. این نکته تا حدودی درست است که این نشانهها همگی آفریدهی ذهن فرد هستند. اختلالات این گروه عبارتند از: اختلال جسمانی کردن، خود بیمارانگاری، واکنشهای تبدیلی.
▪ اختلالات تجزیهای:
این اختلالات شامل مشکلات شناختی مانند فقدان حافظه، فقدان هویت شخصی و یا حالت دگرگون شدهی هشیاری میگردد. اختلال فراموشی تجزیهای، فرار تجزیهای، اختلال هویت تجزیهای، اختلال مسخ شخصیت جزء این گروهند.
▪ اسکیزوفرنی:
اسکیزوفرنی شامل فروپاشی و تجزیه در توانایی تفکر منطقی و یا توانایی تمیز واقعیت از خیال میگردد. ممکن است بیمار توهم داشته باشد، یعنی تجارب ادراکی مانند شنیدن صداهایی که افراد دیگر نمیشوند. فرد ممکن است هذیان داشته باشد، یعنی باورهای کاملا نادرست مثل این اعتقاد که بیمار مرده است. استدلال در اغلب اوقات عجیب و غریب است. در بسیاری از موارد، این افراد از لحاظ اجتماعی گوشه گیر هستند و دوست دارند از دیگران دوری کنند.
▪ اختلالهای خلقی:
اشخاص مبتلا به اختلالهای خلقی از یک حالت خلقی شدید و طولانی مدت در عذاب هستند. معمولا شخص میتواند استدلال کند و با واقعیت تماس دارد، هر چند امکان دارد در موارد شدیدتر لازم باشد تا بیمار بستری شود. اختلالات افسردگی، اختلالات دو قطبی از این گروه اختلالات هستند.
▪ اختلالهای شخصیت:
این اختلالات شامل سبکها و الگوهای عمیقا ریشه دار رفتاری میگردند که از اوایل نوجوانی یا حتی قبل از آن آغاز میشوند. این الگوهای رفتاری غیرانطباقی هستند، زیرا باعث ناراحتی بیمار یا اطرافیان او میشوند. اختلال شخصیت پارانویید، اسکیزویید، اسکیزوتایپی، ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی، خودشیفته، دوریگزین، وابسته، وسواسی-جبری در این گروه قرار میگیرند.
▪ اختلالهای وابسته به مواد:
افراد مبتلا به اختلالهای ناشی از مصرف دارو از لحاظ جسمانی و یا روانی به الکل یا سایر مواد وابسته هستند. این وابستگی دارویی مشکلاتی را در موقعیتهای تحصیلی، شغلی، اجتماعی، و یا ترکیبی از آنها به وجود میآورد.
موادی که غالبا مورد استفاده قرار میگیرند عبارتند از:
مسکنها مانند هرویین، والیوم، باربیتوراتها که معمولا باعث ایجاد احساس آرامش میشوند.
محرکهایی همچون آمفتامین و کوکائین موجب احساس شعف و شادی میشوند.
مواد توهمزا مانند ماری جوانا، حشیش، ال سیدی که باعث تجربههای حسی غیرعادی میگردند.
▪ اختلالهای آسیب مغزی:
اختلالهای ناشی از آسیب مغزی شامل مشکلات رفتاری، شناختی یا عاطفی میشوند که در نتیجهی صدمهی مغزی به وجود آمدهاند. این آسیب ممکن است کوتاه مدت (حاد) و یا طولانی مدت (مزمن) باشد، مانند تصادف که موجب نابودی قسمتی از مغز میشود. ضایعهی مغزی میتواند به دلایل متعددی به وجود آید، مانند آسیب (ضربه سر)، بیماریهای عفونی، اختلالهای مغزی عروقی (سکته)، اختلاهای تباه کننده مانند آلزایمر، غدههای مغزی و داروها یا مواد سمی.
منابع:
بهداشت روانی؛ اندروا. ساپنیگتون، مترجم: حمیدرضا حسین شاهی برواتی،۱۳۸۵.
روانشناسی نابهنجاری؛ تیمتوتی کاستلو، جوزف کاستلو، مترجم: دکتر نصرت اله پورافکاری، ۱۳۷۳.
خلاصه روانپزشکی؛ جلد اول، کاپلان ـ سادوک، ترجمه: دکتر نصرفالله پورافکاری، ۱۳۸۴.
تدوین: سارا واجبمنفرد
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی انستیتو روانپزشکی تهران ( وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران)
خبرنگار روانشناسی بالینی سرویس مسائل راهبردی خبرگزاری دانشجویان ایران
خبرگزاری ایسنا ( www.isna.ir )
| افسردگ اساسی عبارت است از وجود خلق افسرده روزانه ، به مدت حداقل 2 هفته در اکثر اوقات روز و هر روز. تشخیص افسردگی عمدتا بر پایه نشانههای آن صورت میگیرد که مهمترین آن عبارتند از: فقدان لذت ، تغییرات شبانه روزی خلق و ناامید بودن نسبت به آینده. |
برنامه ریزی برای طول سال تحصیلی اندک تفاوتهایی با سایر برنامه ریزیهای تحصیلی مثلا آمادگی برای کنکور دارد. به این صورت که اهداف شما با اهداف مدرسه در هم میآمیزد و شما برای برنامه ریزی درسی خود تا حدی از برنامه ریزی مدرسه تبعیت میکنید. با اینحال شما در کنار اهداف برنامه ریزی شده مدارس که برای شما تعیین میکند در چه روزی به مطالعه کدام دروس بپردازید، اهداف خود را در راستای همان دروس تنظیم کنید و سایر اصول برنامه ریزی را نیز رعایت کنید.
|
آنچه هر کودک احتیاج دارد | ||
|
|
خودارضايي در كودكان پيش دبستاني | ||
|
● ویژگیهای راههای بهبود حافظه
الف : اصول استفاده از حافظه
ب : بهداشت حافظه
ج : اصول اولیه مطالعه
د : درك و یادگیری و یاد سپاری
الف -اصول استفاده از حافظه :
۱-آموزش : به وسیله آموزش می توان عمل فراگیری یا بهره گیری از حافظه را كه یك فعالیت مستقیم و قابل كنترل است افزایش داد.
۲-علاقه:اگربه موضوعی علاقمند باشید بهتر آن را یاد می گیرید.موضوع مورد مطالعه و همچنین میزان علاقه ای كه خواننده نسبت به مطلب دارد ، در بخاطر سپاری آن مطلب در حافظه تاثیر زیادی دارد بخاطر سپردن موضوعات مورد علاقه در حافظه به سهولت انجام می گیرد . و همچنین به آسانی می توان آنها را بیاد آورد بنابراین علاقه در یادگیری نقش دارد . هر چه قدر حافظه قوی داشته باشیدبه خاطر سپردن مطالبی كه به آنها علاقه ای ندارید امكان پذیر نخواهد بود . فقط از راه ایجاد علاقه در خود می توانید از عهده این كار بر آیید.
۳-تمركز حواس : داشتن تمركز حواس هنگام یادگیری موجب می شود كه مطالب آموخته شده بهتر در حافظه باقی بماند . اصولا" بدون داشتن تمركز نمی توان مطلبی را به خوبی فهمید . باید هنگام مطالعه تمامی حواس خود را بر روی مطالب متمركز كنید تا بتوانید آنها را به حافظه خود بسپارید . برای ایجاد تمركز باید شرایط مطالعه را نیز رعایت كنید . در واقع با رعایت شرایط مطالعه موقعیت مناسبی را برای تمركز و یادگیری بهتر مطالب ایجاد می كنید.
۴-طبقه بندی مطالب مورد مطالعه : (ارتباط ) :یكی از اصول حاكم بر حافظه اصل ارتباط و بهم پیوستگی است یعنی ، حافظه مطالب مرتبط و به هم پیوسته را بهتر در خود جای می دهد و هر چقدر آموخته های شما بیشتر با همدیگر ارتباط داشته باشند به همان نسبت به خاطر سپاری و بیاد آوری آنها آسانتر خواهد بود. حافظه به شكل زنجیره ای عمل می كند . بنابراین مطالب باید به صورت زنجیره ای ، پیوسته و در ارتباط باهم در آیند تا كار بخاطر سپاری و از آن مهمتر، عمل بیاد آوری راحت باشد.
۵-خوب درك كردن ( درك مفاهیم ):پرفسور ((ربروت توكه )) می گوید : ((درسی كه كاملا" فهمیده شود از قبل یاد گرفته شده است .)) پس اگر مطلبی را بجای حفظ كردن بفهمید ،بهتر در حافظه ضبط و بایگانی می گردد.واصولا" اگرمتنی به خوبی درك شود ، كمتر فراموش می شود . قبل از آنكه بخواهید مطلبی را حفظ كنید ، ابتدا باید آن مطلب را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهید . و هنگامی كه آنرا به خوبی درك كردید بخاطر بسپارید .
۶-اعتماد به نفس : اعتماد به حافظه نخستین گام تقویت حافظه است ، باید به قوی بودن حافظه خود اعتماد داشته باشید . باید از كاربرد كلمات و جملاتی كه موجب تضعیف حافظه می شوند جدا" خودداری كنید . حتما" از گفتن جملاتی نظیر حافظه ام یاری نمی كند ، حافظه ام ضعیف شده است …. خودداری كنید. چرا كه با گفتن این جملات ، به خودتان تلقین می كنید كه واقعا" حافظه تان ضعیف شده است ، در آن صورت حافظه نیز به یاری شما نمی شتابد .
نتیجه : آنچه كه در ذهن شماست نتیجه یادگیری و بخاطر سپاری صحیح است . بخاطر سپاری مهارتی قابل كسب است حافظه را می توان طوری تربیب كرد كه موثرتر انجام وظیفه كند .كسانی كه به روشهای یادگیری خود توجه بیشتر دارند و هنگام به خاطر سپردن مطلبی تمركز حواس داشته باشند و مطالب را با نظم وترتیب در حافظه ضبط كنند آن موقع به خاطر آوری مطلب در آنها آسانتر خواهد بود.
ب - اصول بهداشت حافظه :
چگونه می توان یك حافظه بهتر داشت ؟یادگیری و حفظ مطالب به چند صورت امكان پذیر است ؟
چگونه می توان حافظه را به فعالیت وا داشت ؟
ذهن آدمی همچون دیگر اعضاء بدن احتیاج به مواد غذائی و مراقبت دارد . همانطور كه به وضع پوشش خود دقیق هستیم باید به بهداشت و سلامت روانی حافظه و مغز دقت كنیم . هنگام كار و فعالیتهای ذهنی ،برای سلامتی و جلوگیری از فرسودگی زودرس حافظه باید موارد بهداشتی زیر را رعایت كرد :
۱-تاثیر تغذیه مناسب بر حافظه ( اعم از اكسیژن و غذا ) : تغذیه مناسب یكی از مهمترین عوامل در افزایش كارایی حافظه است . كلسیم و منیزیم و فسفر سه عنصر اساسی و ضروری برای حافظه به شمار می آید و باید با تغذیه مناسب مانند : جوانه گندم ، لبنیات ،جگر ، بادام ، گردو ، فندق ، سبزیجات و تخم مرغ می توان مواد مورد نیاز مغز را تامین كرد . و در فعالیتهای شدید ذهنی باید از مصرف زیاد چربی ، نان ، وقند بپرهیزید و تا حد امكان از غذاهای دارای پروتئین مانند تخم مرغ ، گوشت – جگر سیاه و ماهی استفاده كنید . به طور كلی در نظر داشته باشید كه پرخوری و معده سنگین فعالیت ذهنی را سست و محدود می كند .
۲-تاثیر دخانیات و مواد مخدر: استفاده از سیگار و دخانیات نه تنها موجب خستگی زودرس جسم و روان می شود بلكه عمل طبیعی سیستم عصب و حافظه را مختل كرده و اثرات دائمی دارد و با عدم استفاده از آنها می توانیم كارایی حافظه را بالا ببریم .
۳-تاثیر استرس بر حافظه :استرس یكی از عواملی است كه موجب ركود ذهن در مرحله فكر كردن می شود . استرس در دو مرحله مهم باعث اخلال در عمل حافظه می شود : یكی در مرحله ثبت اطلاعات و دیگری در مرحله یاد آوری اطلاعات . مسائلی چون مرگ یا حادثه ناگوار برای یكی از اعضای خانواده ، ترس ، خوشحالی بیش از حد و ازدواج می تواند بر كارایی حافظه تاثیر گذارد .
توجه : اكثر دانش آموزان موقع امتحان بیشتر به طرف پایین خیره می شود كه این عمل كارایی حافظه را در یاد آوری مطالب پایین می آورد پس بهتر است كه با چشمانی باز به گوشه بالا و چپ یا بالا و راست بنگرید . این عمل فیزیكی به نیمكره های مغز كمك می كند تا همكاری بهتری داشته باشند و امكان دستیابی شما به اطلاعات را فراهم آورند .
۴-تاثیر استراحت در حافظه : هنگام مطالعه نباید خسته باشید ، اگر احساس خستگی می كنید كمی باید استراحت كنید و بعد مطالعه را شروع كنید . پس از یادگیری نیز حتما" استراحت كنید تا آموخته های شما مجال استحكام و پایداری در حافظه را پیدا كنند و از به وجود آمدن عامل تداخل جلوگیری شود.
۵-تاثیر آرامش در حافظه : تا حدممكن در هنگام مطالعه آرامش بیشتری داشته باشیدچون در وضعیت آرامش ، امواج آلفا كه بین ۱۳-۸ هرتزاست در مغز منتشر می شود . در این حالت انسان می تواند از حداكثر نیروهای مغز خویش بهره جوید و یادگیری و بخاطر سپاری را تسهیل بخشد . در ضمن حفظ آرامش و حالت طبیعی ارگانیسم كاركرد طبیعی مغز و اعصاب را نیز تسهیل می كند.
ج- اصول اولیه مطالعه :
اولین اصل قبل ازشروع مطالعه چیست ؟ چگونه می توان بازده مطالعه را افزایش داد ؟ نحوه تفكرات واراده چه نقشی در مطالعه و كارهای روزمره دارد؟ و بهترین زمان و مكان مناسب برای مطالعه چیست ؟ یكی از ضروری ترین و كاملترین ابزار پیشرفت انسان مطالعه است برای اینكه بتوانید مطالعه بهتری داشته باشید تا بازیابی و بخاطر سپاری آن آسان باشد اصول زیر را باید رعایت نمائید :
۱-هدف : تیری كه بدون هدف رها شود بی نتیجه خواهد بود. قبل از شروع مطالعه باید حتما" هدف خود را مشخص كنید . زیرا وقتی كه هدف خود را مشخص كردید آمادگی بیشتری برای خواندن و یادگیری خواهید داشت و داشتن هدف به شما كمك می كند تا در حین مطالعه دقت بیشتری داشته باشید و تمركز حواس نیز بهبود می یابد ، بنابراین قبل از مطالعه هر كتابی ، هدف خود را به طور دقیق و واضح بیان كنید .
۲-برنامه ریزی : برنامه ریزی درسی ، این امكان را می دهد كه بهتر ودر زمان مخصوص به خودش آن درس را بخوانید با طرح برنامه ، نظم خاصی به روند یادگیری خود می دهید . كه این نظم خاص بمكانیسم حافظه در بخاطر سپاری مطلب كمك می كند.
۳- مكان و زمان مطالعه : مكان مطالعه باید آرام بوده ،از نور كافی برخوردار باشد و زمان مطالعه بهتر است موقع صبح باشد، حافظه وقع صبح فعال تر می باشد.
بنابراین قبل از شروع مطالعه باید هدف مشخص شود و به صورت معقول برنامه ریزی كنید و با علاقه وبدون هر نگرانی در اجرای برنامه نهایت سعی تان را بكار ببرید ورزش را به زندگی خود وارد كنید.
د - درك ، یادگیری و یادسپاری :
-چرا برای به خاطر سپردن مطالب یك كتاب ، چند بار آن را می خوانیم و پس از مدتی مطالب را فراموش می كنیم ؟
-آیا فهمیدن دلیل بریاد داشتن برای همیشه است و خلاصه نویسی به چه صورت باید انجام بگیرد؟
-رعایت كدام اصل بخاطر سپردن مطلب یك كتاب را برای همیشه امكان پذیر می سازد.؟
برای اینكه مطالب خوانده شده را در حافظه بلند مدت خود ضبط كرده و برای مدتهای طولانی – بدون مراجعه به اصل كتاب كل مطلب را به یاد داشته باشید و در مواقع لزوم با صرف وقت كمتر به یاد بیاورید می توان از روش خلاصه كردن و الگوهای یادآوری استفاده كرد.
۱-اصل الگوهای یادآوری : عبارت از درك مطلب و متن خوانده شده ونوشتن آنها به صورت كلمات كلیدی. این كار كه همان خلاصه نویسی می باشد در هنگام مطالعه سبب افزایش تمركز حواس و مانع از خواب آلودگی می شود و قدرت به یادسپاری مطلب را بالا می برد. بنابراین خلاصه نویسی و الگوهای یاد آوری كه از اصول درك و یادگیری و یاد سپاری است دارای مراحل ذیل می باشد .
الف: یادداشت برداری : در یادداشت برداری نكات بصورت اصلی و فرعی نوشته می شوند بدین صورت كه موضوع اصلی و مورد بحث را نوشته و هر مطلب راجع به آن را به طور منظم بر روی شاخه های اصلی و فرعی می نویسید در اینجا از جمله نویسی پرهیز می كنید و از كلمات كلیدی استفاده می كنید . با توجه به اینكه یاداشت برداری و خواندن دو عمل مجزا می باشد و هر یك كار فیزیكی متفاوتی دارد لذا از خواندن توام با نوشتن پرهیز كنید زیرا در كار مغز اختلال ایجاد می كند .
ب – مرحله بازنگری و تكمیل : پس از پایان مبحث خوانده شده و خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را بررسی، و آن را تكمیل و مرتب كرده ودر مرتب كردن سعی كنید كلمات كلیدی باهم ارتباط بیشتر داشته باشد.
ج – مرحله تعریف : بعد از آن دو مرحله متن اصلی را كنار گذاشته با نگاه كردن به الگوهای یاد آوری و كمك گرفتن از اطلاعات موجود در مغز آنچه را یاد گرفته اید با صدای بلند توضیح دهید. این مرحله مغز شما را پویا و فعال خواهد كرد .
د – مرحله تكرار و مرور : مرور و یاد آوری از فراموشی مطالب جلوگیری می كنند و حفظ و یاد آوری مطالب به همین عنوان است . اگر مطالب مرور وتكرار شود از فراموشی آن مطالب جلوگیری می شود .
بیش از ۹۰% از مطالب خوانده شده بعداز ۲۴ ساعت فراموش می شوند در حالیكه مرحله مرور مانع از فراموشی مطالب می شود . پس باید بعد از خلاصه نویسی الگوهای یاد آوری را تكرار و مرور كنید.
● اصول دیگر بازسازی و یادآوری :
۲- تداعی : برای بازسازی و یادآوری موضوعات جدید باید تداعی مناسب بین آنها بر قرار كنید، چون حافظه به صورت زنجیره ای عمل می كند پس باید هر یك از موضوعات را یكی از حلقه های زنجیر در نظر گرفت . آن وقت این حلقه ها را با كمك سیستم های تداعی بهم پیوند داد. اما از آنجا كه هر چقدر این تداعی غیر منطقی تر باشد بهتر در حافظه باقی می ماند، بنابراین باید سیستم های تداعی را به صورت مضحك مبالغه آیز رنگهای غیر واقعی در آورد تا موضوعی بهتر در حافظه باقی بماند . بنابراین تداعی بین اطلاعات كمك بزرگی در بخاطر سپاری آنها می كند.
۳-تجسم : تداعی بین اطلاعات به تنهایی كافی نیست ، بلكه باید علاوه بر تداعی ، آنها را به وضوح و آشكارا در ذهن خود مجسم كنید . تجسم از اعمال نیمكره راست مغز است . بنابراین اگر در هنگام بخاطر سپاری از نیمكره راست مغز خود را نیز بهره بگیرید یعنی همزمان از دو نیمكره مغز خود استفاده كنید تداعی یادگیری و بخاطر سپاری اطلاعات چندین برابر می شود.
بنابراین به طور كلی داشتن هدف ، اعتماد داشتن ، علاقه ، سلامتی ، اكسیژن كافی ،دقت ، تمركز ، استراحت ، خواب كافی ، آرامش ، مدت یادگیری برنامه ریزی ، یادگیری با فاصله – تصمیم به خاطر سپردن ، خوب درك كردن و… از عوامل موثر در بهبود به خاطر سپاری و بازیابی حافظه است .
● نتیجه
به خاطر سپردن ، مهارت و هنری است همانند حرف زدن ، خواندن و فكر كردن هر كسی می تواند با تلاش و آموزش اصولی بهبود حافظه كه ذكر كردیم هر یك از این مهارتها یا همه آنها را در خود تقویت كرده و بهتر انجام دهد. زمانی بود كه اگر به صفحه ای از یك كتاب نگاه می كردید محال بود حتی مفهوم یك كلمه را درك كنید ولی پس از گذشت سالهای دبستان توانستید هزاران كلمه خوانده و میلیونها جمله بسازید بنابراین استعداد و ظرفیت داشته اید كه توانائی نوشتن و خواندن در شما شكوفا گردد اما برای اینكه كارایی حافظه شما بهبود یابد باید توجه كنید كه همانگونه كه اعضا جسمی بدن انسان اگر حتی جنب وجوش طبیعی و معمولی خود را از دست بدهند و یا این جنب وجوش متوقف گردد موجب بی حالی و سستی می شود تا آنجا كه گمان می رود او مریض است و نیاز به درمان دارد ، حافظه را هم اگر مدتی رها كرده و او را برای یاد سپاری های مختلف بكار نبرید ، كم كم حالت پویائی خود را از دست داده و انسان احساس می كند كه حافظه او كارایی لازم را ندارد .پس می توانید با رعایت اصول بهبود حافظه، میزان كارایی حافظه خود را بالا ببرید . ●
اصول بهبود حافظه عبارتنداز :
۱- اصل استفاده از حافظه
۲- اصل بهداشت حافظه
۳- اصل اولیه مطالعه
۴- اصل درك و یادگیری و یاد سپاری
|
کسب وکارهاي خانوادگي نقش مهمي را در اقتصاد کشورها ايفا مي کند. بخش قابل توجهي از کسب وکارهاي موجود بر پايه مديريت يا مالکيت خانوادگي استوار است، به طوري که حدود نيمي از توليد ناخالص ملي از طريق اين کسب وکارها تامين مي شود.اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگي چيست؟ بسياري از کسب وکارهاي خانوادگي، بخش عمده اي از هويت خانواده ها را تشکيل مي دهد. رونق و شکوفايي چنين کسب وکارهايي، رشد و ترقي خانواده را در پي خواهد داشت. از طرفي برخي از اين کسب وکارها زماني شکوفا خواهند شد که توسط اعضاي يک خانواده اداره شود.آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگي مي شود، آموختن اين مطلب است که چگونه با کساني که به آنها علاقه و ارتباط عاطفي داريم، فعاليت شغلي سالمي داشته باشيم. شايد اين کار ساده به نظر برسد، چه چيز بهتر از اينکه شما با کساني کار کنيد که آنها را به خوبي مي شناسيد و به آنها علاقه قلبي داريد، اما در واقع اين کار چندان هم ساده نيست کليد 1- درک و پذيرش ارتباطات دروني بين نقش هاي خانوادگي و نقش هاي شغلي آنچه به راستي کسب وکار خانوادگي را منحصر به فرد مي کند وجود اين ارتباطات دروني بين نقش هاي شغلي و خانوادگي است، يعني رابطه اي که به طور معمول و در کسب وکارهاي غيرخانوادگي يافت نمي شود. درک اين ارتباطات دروني را مي توان شاه کليد سالم سازي کسب وکار خانوادگي دانست. «نقش» بخشي از فرآيند کسب وکار خانوادگي است که انجام آن بر عهده فرد خاصي قرار مي گيرد. در کسب وکارهاي خانوادگي با سه نقش اصلي مواجه هستيم؛ نقش خانوادگي (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دايي يا خويشاوند سببي)، نقش مالکيت (شريک و سهامدار) و نقش شغلي (مدير، کارمند يا کارگر).اين امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغيير يابند و افراد از نقش هاي متضادي برخوردار شوند که اين مورد باعث بروز اختلالاتي در روند کار مي شود. براي مثال، «پدر» در يک کسب وکار خانوادگي ممکن است مالک، رئيس، پدر و همسر باشد. فرزندان نيز ممکن است از نقش هاي متعدد و متضادي برخوردار باشند؛ دختر، کارگر، دختر رئيس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتي رئيس در محل کار دستوري صادر کند، گاهي براي کارگران آسان نيست که به وي به عنوان رئيس نگاه کنند نه يک «پدر بهانه گير». و از طرفي براي رئيس دشوار خواهد بود که به راحتي کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندي چموش که از خواسته هاي والدين سرپيچي مي کند. روش ساده اي که با استفاده از آن مي توان اين رفتارهاي متقابل را مجسم کرد، به کارگيري رويکرد سيستمي است. نگرش سيستمي درک روشني از تاثير متقابل سه سيستم فرعي خانواده، مالکيت و کسب وکار را بريکديگر و برمحيط، ارائه مي دهد. توجه به اين نکات بسيار مهم است که تغييرات در هر جزء از سيستم، کل سيستم را تحت تاثير قرار مي دهد و همچنين افراد حاضر در هر سيستم از اهداف و انتظارات متفاوتي برخوردار هستند.براي مثال، زماني که افراد در نقش «عضوي از خانواده» به کسب وکار مي نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمي از هويت خانوادگي، ميراث آينده و منبع تأمين نياز هاي مالي براي رفع احتياجات معمول زندگي در نظر دارند. از سوي ديگر، اگر ايشان حرفه شان را دليل پيوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوي شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمايل خواهند داشت تا کسب وکار را وسيله اي براي توسعه شغلي و موفقيت هاي اقتصادي مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران يعني افراد در نقش «مالک»، عمدتاً به کسب وکار به عنوان ابزاري براي سرمايه گذاري و کسب منفعتي رضايت بخش توجه نشان مي دهند.هر چند پي بردن به عملکرد نقش هاي متضاد در کسب وکار خانوادگي، به تنهايي قادر به رفع تضادها نيست اما مي تواند ما را در درک و فهم چگونگي رخ دادن آنها ياري رساند. درک چنين موضوعي، ما را قادر مي سازد تا به اين تضادها توجه کافي کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنيم. کليد 2- پرداختن به کسب وکار خانوادگي به عنوان يک کسب وکار جدي و رسمي بايد باور داشت که کسب وکار خانوادگي يک فعاليت جدي و رسمي است نه تفنن و سرگرمي. اين بدين معنا نيست که شما نمي توانيد يا نبايد ارتباطي عاطفي با کسب وکار و فعاليت هاي مربوط به آن برقرار کنيد، بلکه موضوع اصلي اين است که براي تامين هزينه ها و حفظ فعاليت، به کسب وکاري سودآور و موفقيت آميز نياز است. آنچه واضح است، شما براي کسب درآمد به تاسيس يک کسب وکار مي پردازيد نه براي سرگرمي، اما اگر چنين نيست، اطمينان داشته باشيد که کسب وکارتان هرگز بيش از يک سال دوام نخواهد آورد. از ديگر نکاتي که براي ثمربخشي و سلامت هر چه بيشتر کسب وکار بايد به ياد داشت، بهره مندي و استخدام کارمندان غيرخويشاوند و خارج از خانواده است. ايشان جزء حياتي اکثر کسب وکارهاي خانوادگي هستند. بسيار مهم است که ايشان را به صورت شايسته در تصميمات دخالت دهيد. درباره فرصت هايي که ايشان در کسب وکار شما ايجاد مي کنند، صادق باشيد، از آنها به نحوي شايسته قدرداني کنيد و به ايشان پاداشي که انجامش برايتان ميسر نيست، وعده ندهيد. فرصت هاي يادگيري و کارآموزي را براي تمامي کارمندان و سهامداران فراهم کنيد تا بتوانيد توان علمي و عملي منابع انساني سازمان را در حداکثر کارايي حفظ کنيد. به عنوان يک راهکار عالي براي ارتقاي افق ديد افراد شاغل در کسب وکار خانوادگي، مي توان امکاني فراهم آورد تا ايشان در دوره هاي آموزشي و کارآموزي مفيد شرکت کنند. اين جلسات حرفه اي فرصت هاي کارآموزي و آموزشي وسيعي را فراهم مي آورد، برنامه اي که اغلب در سازمان هاي بازرگاني و صنعتي مورد استقبال واقع مي شود.لازم است شما همسر خود را نيز به درک و فهم بهتر کسب وکار ترغيب کنيد. نياز است که امکان شرکت در کارگاه هاي آموزشي و جلسات حرفه اي براي وي نيز فراهم شود. همسر شما حتي اگر در کسب وکار حضور فعالي نداشته باشد، باز هم نقشي حياتي در کسب وکار خانوادگي تان ايفا مي کند. در صورتي که وي به درک بهتري از کسب وکار دست يابد، مي تواند به عنوان همراهي دلسوز و شايسته براي شما در مسير موفقيت شغلي و خانوادگي ايفاي نقش کند. و چه بسا در آينده اي نه چندان دور، همسر شما قادر خواهد بود به واسطه اشتغال يا سرمايه گذاري و مالکيت در کسب وکار، به طور فعال در کسب وکار مشارکت کند. براي تمامي افراد وابسته به کسب وکار خانوادگي، شرح شغل واضحي تهيه کنيد. هرگز مپنداريد که فرزندتان قادر است ذهن شما را بخواند و پي به انتظارات شما ببرد، حتي اگر شما زمان زيادي را صرف کار مشترک کرده باشيد. لازم است شما و افراد شاغل در کسب وکار در جلساتي درباره وظايف شغلي، انتظاراتتان و اهدافتان بحث کرده و براي پيگيري بهتر آنها را مکتوب کنيد. به طور مداوم درباره اين موضوعات بحث و گفت وگو کنيد و در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعديل و اصلاح کنيد. کليد 3- برنامه ريزي براي آينده کسب وکار خانوادگي بسيار واضح و قابل درک است که در بطن يک مدل سيستمي کسب وکار خانوادگي، خانواده و کسب وکار را نمي توان از هم مجزا کرد. بنابراين زماني که براي هر يک از آنها برنامه ريزي کنيد، ناگزير براي ديگري نيز برنامه ريزي کرده ايد، بدون توجه به اينکه قصد چنين کاري را داشته ايد يا نه. به منظور دستيابي به شيوه هاي مفيد برنامه ريزي، از دو مهارت زير استفاده کنيد؛ 1- اهداف و مقاصد عملکرد کسب وکارتان را مشخص کرده و توسعه دهيد. 2- مهارت گفت وگوي موثر را برقرار کرده و پرورش دهيد. توجه داشته باشيد که گفت وگوي موثر شامل حرف هاي قابل بيان و حرف هاي غيرقابل بيان است. اولين گام در برنامه ريزي توجه و دقت به چشم انداز و ماموريت عنوان شده در بيانيه تان است. دانستن اين موضوع که قصد داريد در آينده در چه جايگاهي قرار گيريد، مستلزم تعيين اهداف و مقاصد قابل اندازه گيري و تهيه برنامه اي عملي است. اين کار براي تمام اعضاي خانواده مفيد خواهد بود. مي توانيد جلسات خانوادگي خود را روي اين موارد متمرکز کنيد. اگر شما يک خانواده پرجمعيت داريد، اعضاي خانواده را به گروه هاي کوچک تقسيم کرده و هر گروه را به بررسي و فعاليت بخش خاصي از برنامه تشويق کرده و نتايج حاصله از هر گروه را براي دستيابي به برنامه اي کامل، با هم تلفيق کنيد. کليد 4- بهره مندي از نصايح و مشاوره هاي حرفه اي آنچنان که تصور مي کنيد، شما در دنيا يکه و تنها نيستيد؛ امروزه منابع و مراجع بسياري با موضوع کسب وکار وجود دارد. برگ برنده، شناخت مرجع شايسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشويد، چرا که ابتدايي ترين مراجع براي افزايش آگاهي و به روزماندن، کتاب ها و نشريات است. از ديگر منابع بالقوه اطلاعات و مشاوره مي توان به موارد زير اشاره کرد؛ 1- دوستان و آشنايان، اقوام، اعضاي خانواده و همکاران شغلي 2- مراجع خدماتي حرفه اي همچون حسابداران، بانکداران، وکلا، مشاورين مالي، نمايندگي هاي بيمه و مشاورين کسب وکار 3- آژانس هاي توسعه، اساتيد دانشگاه ها، اعضاي سازمان هاي دولتي مختلف و اتحاديه هاي صنفي اين موارد تنها بخشي از منابع متنوع و گسترده اطلاعاتي است که مي تواند شما را در رشد و موفقيت کسب و کار ياري کند. همچنين براي انتخاب مشاوري مناسب موارد زير را مد نظر قرار دهيد؛ 1- به مشاورين مختلف مراجعه کنيد 2- قبل از استخدام مشاور، با وي مصاحبه کنيد. 3- از مشاورين درخواست کنيد تا فهرستي از منابع اطلاعاتي مناسب را در اختيار شما قرار دهند. 4- مطمئن شويد که مشاور مورد نظر از مهارت هاي فني لازم برخوردار است. 5- از دستمزدها و حق مشاوره ها اطلاع کسب کنيد. اصلي ترين معيار در انتخاب مشاور مناسب، ميزان توانايي وي در درک کامل وضعيت ويژه کسب وکار خانوادگي است. برخي مشاورين بر اين باورند که در مورد حفظ کسب وکار خانوادگي، «بهترين راه حل» را مي دانند. آنها چنين مي انديشند که بهترين راه براي حفظ و رونق کسب وکار خانوادگي، خروج خانواده از فضاي کسب وکار است. هرچند اين راهکار در برخي شرايط صحيح به نظر مي رسد، اما همواره بهترين راه حل نيست. شما به مشاوري نياز داريد که نه تنها بر موضوعات فني کار تخصصي اش مسلط باشد، بلکه نقش هاي دروني کسب وکار خانوادگي را نيز به خوبي درک کند. شما به مشاوري نياز داريد که شما و خانواده تان را در مورد روش هاي صحيح روبه رو شدن و تصميم گيري درباره موارد مهم کسب وکار، راهنمايي کنيد، نه مشاوري که تنها براي فعاليت هاي شما و به جاي شما تصميم گيري مي کند. نقل از روزنامه شرق، شماره 893، شنبه 9 تیر 86 |
| انواع بسیاری از روابط ملاطفت آمیز وجود دارد: عشق والدین به فرزندان ، محبت و عطوفتی که دوستان خوب نیست به یکدیگر دارند و عشق رمانتیک. عشق رمانتیک توجه زیادی را از سوی جامعه به طور اعم ، و از سوی پژوهشگران بطور اخص به خود جلب کرده سات. |
| این گرایش همان چیزی است که گفتیم میتوانیم نام آن را " عشق و پرستش " بگذاریم و بگوییم از مقوله " عشق و پرستش " است. این مطلب یک امر بسیار محسوسی هست که در انسان زمینه چیزی وجود دارد که ما آن را " عشق " مینامیم. عشق ، چیزی است مافوق محبت ، محبت در حد عادی ، در هر زمینه نیز در انسان وجود دارد ، زمینه چیزی که آن را معمولا " عشق " مینامند. |
این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.
1- مرد مردها
هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.
یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.
2- نه گفتن
شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.
حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این كار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتكار خانگی دست آموز تبدیل کنید.
3- داشتن شهوت جنسی شدید
کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که يك خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.
4- مستقل بودن
شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.
5- حسود بودن
حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.
6- آسیب پذیری گاه به گاه
هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.
شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.
7- پنهان کردن احساسات
شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.
در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.
8- سرتاپای او را وارسی کنید
خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت ميكند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.
اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.
همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید
هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.
این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.
چگونه انتقاد جنسي را مطرح كنيم؟
|
وقتي همسرتان از شما انتقاد ميكند، واكنش خود را كنترل كنيد، براي آن كه درجه ي اعتبار آن انتقاد را بسنجيد، ابتدا ببينيد كه آيا منظور او را به خوبي درك كرده ايد و آيا پيام آن را تشخيص ميدهيد؟ و به اين منظور، همه ي ذكاوت و درك خود را به كار اندازيد. از همسرتان بپرسيد كه منظورش از گفتن آن حرفها يا انجام آن كارها چه بوده است. هيچ وقت فرض نكنيد كه منظور او را ميدانيد، در صورت لزوم، دريافت خود را از انتقاد مطرح شده تكرار كنيد. پيش از آن كه شتابزده در مورد مفهوم انتقاد نتيجه گيري كنيد، آن را تفسير كنيد، مقصود اصلي همسرتان از بيان انتقاد را با چنين جملاتي بپرسيد: ?در اين مورد بيشتر برايم توضيح بده.? يا ?ميتواني موضوع را بيشتر باز كني؟? يا ?دلم ميخواست ميدانستم اين انتقاد چه احساسي در تو ايجاد ميكند.? اگر انتقاد حالت كلي دارد، مثل ـ ?روابط زناشويي دارد كسل كننده ميشود? ـ از او بخواهيد كه بگويد از چه چيز مشخصي شكايت دارد، و پيشنهادش براي تغيير چيست؟ به همسرتان پيشنهاد كنيد كه نياز و خواسته هايش را به طور مشخص بيان كند، ?تو بعد از عشق ورزي مهربان نيستي، در حالي كه من، در اين موقع به توجه بيشتري نياز دارم، دلم ميخواهد در اين موقع مدتي بغلم كني،? براي اين كه انتقادي را به شكل سازنده بپذيريد، بايد انگيزه ي همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانيد. هر قدر هم كه رنجيده باشيد و يا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشيد، فراموش نكنيد كه بايد هر چه زودتر علت انتقاد را پيدا كنيد. باز هم بايد سوالاتي مطرح كنيد: ـ در بسياري از موارد اعتماد ناديده گرفته ميشود، زيرا طرفين از تأثير عاطفي انتقاد جنسي آگاهي ندارند. در يكي از جلسات مشاوره، پزشك از زني پرسيد، اظهار نارضايتي شوهرش چه احساسي در او برانگيخت. زن گفت ?عصباني شدم و احساس حقارت كردم.? ـ بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد ميتواند به شرطي شدن انتقاد جنسي منفي منتهي شود. پزشك ديگري حكايت زن و شوهري را تعريف ميكرد كه زندگي جنسي لذت بخش آنها به سردي گراييد؛ زيرا هر دوي آنها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعي يا واهي) واكنش بدي نشان ميدادند: |
پوشش ?راستگويي? اگر چه در مورد بي پرده سخن گفتن درباره ي مسايل جنسي فراوان سخن گفته ميشود و بسياري از زن و شوهرها هم براي دستيابي به آن مصّر هستند، اما ذكر اين نكته لازم است كه هر چند رابطه ي جنسي خوب، به گفتوگويي صريح و بيپرده بستگي دارد، اما درپاره اي موارد صراحت بيش ازحد، زيان آور است. انتقاد بيش از حد صادقانه، پوششي براي مقاصد پليد است كه غالباً هم نتايج بدي به بار ميآورد. مثلاً زني از شوهرش ميپرسيد آيا از رابطه ي جنسيشان راضي هست يا نه؟ تحت شرايط عادي مرد ميتواند جواب مثبت بدهد و يا به نحوي از پاسخ طفره برود، اما اگر اين مرد مثلاً از موضوعي ناراحت باشد، كه ربطي هم به مسايل جنسي نداشته باشد، به صرف اين كه بايد راستگو بود، در جواب زن ميگويد: ?نه چندان، روابط ما به ندرت جذاب بوده و تو اصلاً عشق بازي بلد نيستي.? مساله ي اساسي اين است كه بدانيم، يا دست كم حس كنيم، كه چه وقت صراحت و رك گويي در انتقاد ممكن است به جاي مفيد بودن، احساس طرف مقابل را جريحه دار كند. تاوريس ميگويد، صداقت سازنده بايد به بهبود مناسبات با ديگران كمك كند. صداقت مخرب فقط ميگويد، كه طرف مقابل غفلت كرده. بنابراين مهم است كه پيش از بيان يك انتقاد، آن مفهومي را كه در پس صداقت نهفته است درست ببينيم. از خودتان بپرسيد: چرا اين حرف را ميزنم؟ هدف از گفتن اين كلمات چيست؟ چرا درباره ي مسايل جنسي دارم ?صداقت? بيشتري به كار ميبرم، تا درباره ي چيزهاي ديگر!؟ كلام آخر اين كه، زوجهايي كه قادرند مهمترين نيازها و احساسات جنسي خود را با يكديگر در ميان گذارند ـ كه خواه و ناخواه مشمول انتقاد نيز ميشود ـ به گفته ي خودشان آنهايي هستند كه روابط خوبي با يكديگر دارند. هلن كاپلان مشاور مسايل زناشويي ميگويد، ?سعي در برقرار كردن روابط جنسي دلپذير، بدون ايجاد يك رابطه ي كلامي موفقيت آميز، مانند سعي در ياد گرفتن تيراندازي با چشم بسته است.? با گفت و گو كردن، روابط جنسي به سطح بالاتري ارتقا مييابد، سطحي كه ?برژيت برافي? در كتاب خود به نام ?فلش? توضيح داده است: |
تقدیم به مادر که سرودن از عشق بدون او هدر دادن واژه است و بس.
براي آنكه هيچ وقت ذره اي از خوبي هايش را سپاس نتوانم گفت:
اين روزها، روز توست. اما اي كاش مي دانستيم كه هر روز،روز توست. از تو نوشتن، قلمي توانا و هنري بيتا را طلب مي كند كه مرا توان آن نيست. تو بزرگتر از آني كه قلم شكسته چون مني ياراي صعود به بارگاه آسماني ات را داشته باشد و فخر خاكساري درگاهت و رفيع تر از آني كه بتوانم از لذت اغوايش دل بكنم مادر.
چه كنم كه بيان حق شناسي سزاوارانه ات را ندارم.انديشه قاصرم و قلم الكنم ناتوانتر از آني است كه بتواند فرشته اي چون تو را بستايد يا به اداي تكليف چشمه اي از درياي والا مقامت را بشايد مادر.
چه كنم كه توشه اي بيش از اين در چنته ندارم پس سخاوتمندانه همين دلواژه هاي نارسم را بپذير و هماي سعادت ستايشت را بر شانه هاي لرزانم بنشان مادر.
گفتن از كسي كه مدار روح اتگيزترين گل واژه ها در زيبا ترين نوشته ها ،شعرها،قصه ها، سرودها و سخن وري و همه هنرهاي عالم بر محور خورشيد است چه سخت مي بايد.
به راستي چگونه مي توان از عالم آدم سخن گفت اما از سمبل همه ي زيباي هايش يعني تو روي برتافت مادر.
چگونه بدون الهه هستي بخش وجود تو بايد دل باخت و دلدار بود، ائين مهروزي آموخت و رسم پاكبازي فرا گرفت؟ گونه رفيق توفيق شد و صبوري پيشه كرد و ارج شرف را ميزان زد؟ زنگار روح و جسم را شست و راز روح پرنياني آدمي را بر شاخسار گلستان خلقت دريافت؟
تنها نه به خاطر بهشتي كه به زير پاي توست. نه به خاطر نسلي كه زاده ي توست. نه به خاطر لالايي هاي دلنوازت. نه به خاطر سرشت مهرآگيني و عشق ورزيت. نه به خاطر قلب پاكبازت و زيبايي نازكي خيالت و يا تردي روح دلنوازت. نه به خاطر خونواره ي چشمان اشكبارت. نه به خاطر ... تو را مي ستايم، بلكه مغرورانه منتت را مي كشم. دوسستت دارم و بر تو مي بالم مادر.
مي خواهم بداني كه بهار آرزوهايم به كرم ميزباني كريم تو گل افشاني مي شود و رزق و روزي ام از بركت دعاي خلوت تو رونق مي گيرد و خزان روياهايم تنها به جفاي غفلت از تو فرا مي رسد مادر.
كاش مي توانستم به خون خود قطره قطره بگريم تا سرسپردگي هم را به خود باور كني و سبزي همه عمرم را فداي يك تار موي سپيدت كنم مادر.
كاش نقاب سينه ام را مي شكافتي و به قلبم كه از خون دل توست، مي رسيدي و در واقعيت كوچك من ، حقيقت بزرگ خود را مي يافتي مادر.
كاش عمود كمرم مي شكست تا عصاي كج شمشاد قامت خميده ات باشم مادر.
و اي كاش........................
کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟ خداوند پاسخ داد:در ميان تعداد بسياري از فرشتگان،من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد.
اما کودک هنوز اطمينان نداشت که ميخواهد برود يا نه: اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.
کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت : فرشتهّ تو، زيباترين و شيرينترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.
کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟ اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.
کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند، چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.
کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود. خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، اگر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد. کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند.او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد: خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد..
خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميتي ندارد،مي تواني او را*** مـادر*** صدا کني.
به نام آن كه مادر را آفريد
اي واژه ي بكر جاودانه اي شعر موشح زمانه
اي چشمه ي سينه جوش الهام اي حس لطيف شاعرانه
اي مطلع و مقطع غزلها اي لطف و ترنم ترانه
شبها كه زديده خواب گيرد شعرم به سروده ي شبانه
بينم كه نشسته اي تو بيدار بر بستر طفل پر بهانه
آوازه ي گرم لاي لايت افكند طنين عارفانه
شاعر نه منم، تويي كه باشد شعرت همه شور مادرانه
احساس تو را كسي ندارد از توست مرا هم اين نشانه
اميدوارم همه مادرهاي دنيا سالم و شاد باشند و همه ي مادرهاي رفته جنت مكان و خلد آشيان.
اتيسم چيست ؟
اتيسم نوعي اختلال رشدی است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کند . علت اصلي اختلال ناشناخته است و در پسران شايعتر از دختران است .وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، سبک زندگي و تحصيلات والدين نقشي در بروز اتيسم ندارد . اين اختلال بر رشد طبيعي مغز در حيطه تعاملات اجتماعي و مهارتهاي ارتباطي تأثير مي گذارد . کودکان و بزرگسالان مبتلا به اتيسم در ارتباط کلامي و غيرکلامي ، تعاملات اجتماعي و فعاليتهاي مربوط به بازي مشکل دارند . اين اختلال ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي آنان دشوار مي سازد . در بعضي موارد رفتارهاي خودآزارانه و پرخاشگري وجود دارد . در اين افراد حرکات تکراري ( دست زدن ، پريدن ) و يا مقاومت در مقابل تغيير ديده مي شود و ممکن است در حواس بينائي ، شنوائي ، لامسه ، بويايي و چشايي نيز حساسيتهاي غيرمعمول نشان دهند . هسته مرکزي مشکل در اتيسم ، اختلال در ارتباط است .
پنجاه درصد کودکان اتيستيک قادر نيستند از زبان خود به عنوان وسيله اصلي برقراري ارتباط با سايرين استفاده نمايند . عدم بکاربردن ضمير « من » از ويژگيهاي کلامي اين کودکان است . از مسايل ديگر تکلمي تکرار کلمات و جملات اطرافيان است .
* علت اتيسم چيست ؟
گرچه اتيسم عارضه نادري است اما بر اساس آخرین تحقیقات مشخص شده است که در دهه 1990 در بریتانیا از هر ده هزار نفر 4 تا 5 نفر از آنها مبتلا به اوتیسم بودهاند. به گفته کارشناسان مشخص نیست که آیا این یافتههای جدید و تخمین زده شده براساس دقت بالای آنها است یا این آمار نشانگر افزایش شیوع بیماری اوتیسم است اما به هر حال درک این مساله موجب شده تا کارشناسان خدمات ویژهای را برای بهبود این بیماران در نظر بگیرند.
اگر چه علت اصلي کاملاً شناخته شده نمي باشد اما در سالهاي اخير تحقيقات و مطالعات زيادي در اين زمينه صورت گرفته است . تحقيقات تأکيد زيادي بر منشاء زيست شناختي و عصب شناختي در مغز دارد . در بسياري از خانواده ها سابقه اتيسم و يا اختلالات مربوط به آن وجود داشته است که مسائل مربوط به ژنتيک و ايمن شناسي در بحث سبب شناسي مطرح مي گردد .با این حال دانشمندان امریکایی یک جهش ژنتیکی را معرفی کرده اند که خطر ابتلا به اوتیسم را افزایش و می تواند برخی از دیگر علائم مشاهده شده در کودکان مبتلا به این بیماری را توضیح دهد( ایرنا 27/ 07/85).
نشانه هاي عمومي بيماري اُتيسم :
از زماني كه آگاهي عمومي در باره اين اختلال شروع به افزايش كرد ( براي اولين بار دكتر لئو كانر در سال 1943 اين بيماري را به صورت علمي توضيح داد ) ، بيشتر افراد حتي بعضي ازمتخصصين پزشكي و آموزشي هنوز درك درستي از نحوه تأ ثير گذاري اين اختلال بر افراد ندارند و از چگونگي برخورد و درمان اين افراد دانش كافي ندارند . به عبارت ساده تري ميتوان گفت در ميان اين بيماران مي توان افرادي را مشاهده كرد كه تماس چشمي ، رفتار خوب اجتماعي و بعضي از فاكتورهائي را كه در كودكان اُتيستيك مشاهده نمي شود ، داشته باشند ولي در عين حال در ساير فاكتورها با كودكان سالم فرق داشته باشند . به همين دليل تشخيص و تعيين روش درمان و نيز بررسي پيشرفت و مشخص كردن مراحل درمان نيازمند افراد متخصص با دانش كافي مي باشد . اُتيسم را مي توان يك بيماري با طيف گسترده معرفي كرد . اين بيماري ميتواند نشانه هاي فراواني داشته باشد كه توسط اين نشانه ها اُتيسم را مي توان از درجات خفيف تا شديد درجه بندي كرد . اگرچه اُتيسم رامي توان توسط يك سري از رفتارها تشخيص داد ولي افراد اُتيستيك مي توانند تركيبي از اين رفتارها را داشته باشند و الزاماً نبايد رفتارهاي اختلالي تعيين شده را به صورت يكجا از خود نشان بدهند . ممكن است دو كودك كه يك تشخيص براي آنها داده شده است ، از نظر رفتاري با هم تفاوت نشان بدهند واز نظر مهارت ها نيز با هم تفاوت داشته باشند .ممكن است والدين كلمات متفاوتي را در رابطه با بيماري اين كودكان بشنوند مانند شبه اُتيسم ، متمايل به اُتيسم ، طيف اُتيسم ،اُتيسم با عملكرد بالا و پائين ، با توانائي بالا و پائين . بايد در نظر داشت كه اين كودكان با درمان مناسب و به موقع مي توانند مطالب را بياموزند ، رفتارهاي درست را از خود نشان داده و در آينده مانند افراد عادي زندگي كنند . اما بدست آوردن اين اهداف مستلزم درمان به موقع و درست ، تحمل مشكلات و سختي هاي مربوط به اين درمان است .هر شخص اُتيستيك مانند بقيه افراد جامعه داراي شخصيت مختص به خود است و مانند تمامي افراد خصوصيات خاصي را دارا مي باشد .بعضي از اين كودكان ممكن است كه از نظر گفتاري تأخير كمي داشته و بتوانند با كمي كمك، ارتباط كلامي مناسبي را با ديگران بر قرار كنند ولي همين كودكان ممكن است از نظر ارتباطات اجتماعي رفتار مناسبي را از خود نشان ندهند . گاهي اين كودكان براي شروع صحبت و تبادل كلامي ممكن است مشكل داشته باشند . افراد اوتيستيك معمولا در مكالمات ، يكطرفه رفتار مي كنند يعني فقط در رابطه با چيزي كه خود علاقه دارند صحبت مي كنند و از صحبتهاي طرف دوم چيزي نمي فهمند . در بعضي از اين كودكان خشونت و خود آزاري نيز مشاهده مي شود . در افراد اُتيستيك ممكن است رفتارهاي زير نيز بروز كند :
1 - اصرار بر يكنواختي و مقاومت در برابر تغييرات
2- در بيان نياز هاي خود دچار مشكل هستندو به جاي استفاده از كلمات از اَداها و اشاره استفاده مي كنند. .
3-تكرار كلمات ،خنده نابجا ، گريه بي مورد ، نشان دادن استرس و نگراني بي علت
4-ترجيح مي دهند كه تنها باشند.
5-پرخاشگري
6-به سختي با ديگران رابطه برقرار مي كنند
7-دوست ندارند كه كسي را بغل كنند و يا اينكه كسي آنها را بغل كند .
8- تماس چشمي ندارند و يا اينكه بسيار كم است
9- با روشهاي معمول آموزشي نمي توانند چيزي بياموزند
10- بازي هاي غير عادي انجام مي دهند.
11- اشياء در حال چرخش را دوست دارند و خود نيز سعي مي كنند اشياء را به حالت چرخش در بياورند
12-دلبستگي غير عادي به بعضي از اشياء پيدا مي كنند
13-از نظر احساس درد حساسيت بالاتر و يا پائين تري نسبت به افراد عادي دارند
14- ظاهراً از چيزي نمي ترسند .
15-از نظر فعاليت هاي فيزيكي ، فعاليت زيادتر و يا كمتري نسبت به كودكان سالم دارند .
16-حركات بدني آنها به صورت نرم و عادي نيست
17- اگرچه آزمايشات شنوائي بر روي آنها سالم بودن شنوائي آنها را ثابت مي كند اما در برابر نام خود و دستورات كلامي خود را بي تفاوت نشان مي دهند .
تشخيص اُتيسم :
براي تشخيص اين بيماري هيچ تست پزشكي وجود ندارد. براي تشخيص اُتيسم در يك كودك بايد رفتار ، ارتباط و سطح رشد ذهني كودك به دقت بررسي شود. علائم و نشانه هاي اُتيسم ممكن است در زمان نوزادي بروز كنند و شايد هم اين اتفاق نيافتد ولي نشانه هاي اين بيماري حتماً بين 24 ماهگي الي 6 سالگي خود را نشان خواهند داد . يك دكتر متخصص بايستي يك سري سئوالات مشخص و دقيقي در رابطه با چگونگي رشد جسمي و ذهني كودك تهيه كرده و جواب آنها را از طريق والدين و مشاهدات دقيق بدست آورد .
انجمن ملي پرورش و سلامت كودكان در آمريكا اين پنج سئوال اوليه را براي يك معاينه از كودك اُتيستيك تهيه كرده است :
1-آيا كودك شما تا قبل از 12 ماهگي صدا سازي و نجوا داشته است ؟
2-تا قبل از 12 ماهگي آيا كودك شما از اشاره ، اَداها و يا گرفتن دست ديگران و همينطور باي باي كردن استفاده كرده است ؟
3-آيا كودك شما تا قبل از 16 ماهگي از كلمات تنها استفاده كرده است ؟
4-آيا كودك تا قبل از 24 ماهگي از تركيب دو كلمه استفاده كرده است ؟
5-آيا كودك هيچ كدام از مهارتهاي كلامي و اجتماعي خود را از دست داده است ؟
در صورت جواب منفي به چهار سئوال اول و جواب مثبت به سئوال آخر احتمال وجود اُتيسم در كودك داده مي شود . البته يادآور مي شويم كه براي تشخيص قطعي نياز به بررسي هاي بسيار دقيق و جامعي مي باشد كه بايد توسط افراد متخصص و آگاه صورت بگيرد .براي يك بررسي دقيق و كامل يك كودك مظنون به اُتيسم بايستي توسط متخصص اطفال ، روانشناس ، مشاور آموزش و ياد گيري كودكان ، متخصص اعصاب ، متخصص گفتار درماني و ساير متخصصين در زمينه اُتيسم معاينه شود .
نویسنده: زینب قائم پناه
درمان ADHD بيشفعالي- كمبود توجه با تكنولوژيهاي نوين
1- بيشفعالي ـ كمبود توجه چيست؟
اگر چند تا از اين علائم را در كودكتان مشاهده كرديد حتماً براي درمان او اقدام كنيد.
2- درمان ADHD (اختلال بيشفعالي ـ كمبود توجه)
روشهاي سنتي:
چند روش مختلف براي درمان اين بيماري وجود دارد كه در حال حاضر معمولترين آن دارودرماني است.
روش هاي نوين مبتني بر تكنولوژي
امروزه درمان ديگري براي اين بيماريوجود دارد كه ضمن نداشتن عوارض جانبي داروها، يك درمان كامل هم محسوب مي شود؛ بدين معني كه اگر دوره درماني كامل شود، با قطع درمان، بيماري دوباره باز نميگردد و كودك براي هميشه درمان ميشود. پس از شروع اين درمان نمرات كودكان خيلي بهتر ميشود و بطور كلي عملكرد بهتري در خانه و مدرسه دارند.
اين درمان نوروفيدبك نام دارد.
3- نوروفيدبك چيست و چگونه كار ميكند؟
احتمالاً شنيدهايد كه برخي از افرادي كه فشار خون خيلي بالايي دارند، بدون استفاده از دارو درمان ميشوند.
در اين درمان در طي جلسات درماني دستگاهي دائماً فشار خون بيمار و تغييرات آن را به بيمار نشان ميدهد و به تدريج بيمار ياد ميگيرد كه چگونه فشار خونش را ، بطور ذهني كنترل كند. در اينجا بيمار را از فعاليتها و تغييراتي آگاه ميسازند كه در بدنش رخ ميدهد، تغييراتي كه بيمار پيش از آن قادر به درك آنها نبوده است و اساس كار فيدبك نيز، همين است.
در نوروفيدبك بيمار را از فعاليتهاي مغزش آگاه ميكنند. زماني كه مغز از تغييرات و فعاليتهاي خودش آگاه شود، سريعاً ياد ميگيرد كه چطور آنها را تنظيم و كنترل كند.
4- درمان با نوروفيدبك
تشخيص
درمان
فوايد
قبل از ورود به درمان نكات زير را رعايت كنيد:
كراك
كراك براي اولين بار از كوكائين تهيه و در اواخر تابستان و اوايل پاييز سال 1985 ميلادي وارد بازار شهر نيويورك شد.
كراك خطرناكترين ماده اعتيادآوري است كه تاكنون به بازار آمده است. اين ماده به حدي وابستگيآور است كه يك بار مصرف آن فرد را معتاد ميسازد. اوج شيوع كراك در دهه 1980 بود. كراك ارزانتر از پودر كوكائين بود و بهطور گسترده در دسترس مردم، خصوصاً افراد فقير قرار گرفت. كشيدن كراك عامل اصلي شيوع آن ميباشد. 
كراك چيست؟
معمولاً با انجام فعل و انفعالات شيميايي كوكائين را freebase ميكنند. اين بدين معني است كه كوكائين هيدروكلرايد را به كوكائين خالص تبديل ميسازند. اين كوكائين خالص نسبت به حرارت مقاوم بوده و ميتواند از راه دود كردن هم مصرف شود. به اين ماده اصطلاحاً كراك گفته ميشود.
نحوه مصرف
كراك غالباً در پيپهاي شيشهاي دود ميشود. براي معتاد شدن به كراك فقط چند پيپ كفايت ميكند.
علائم مصرف
كراك خيلي سريع جذب ريه گشته و بهسرعت به مغز ميرسد. پس از مصرف كراك حالت تهاجمي به فرد دست داده، و ادامه مصرف آن باعث بزرگ شدن قلب و افزايش فشارخون ـ بسيار شديدتر از كوكائين ـ ميگردد. به دليل آثار سريع تدخين و رسيدن سريع ماده به مغز به دنبال مصرف كراك، علايم بلافاصله ظاهر ميشود، اما در عرض 12 دقيقه تحليل ميرود.
عوارض مصرف
مصرف كننده كراك چه آن را از طريق استنشاق استعمال كند چه از راه كشيدن با پيپ، ديگر نميتواند از مصرف آن خودداري كند و پيدرپي استفاده خود را بالاتر ميبرد. اصولاً فردي كه كراك مصرف ميكند، ديگر بر خود تسلط ندارد و گويا خودي خود را گم كرده است.
اما در هر حال مصرف مداوم كراك به سردرد و پرشهاي عصبي ـ عضلاني، پرخوني، تورم، خونريزي و زخم مخاط بيني، سوراخ شدن تيغه مياني بيني، كاهش وزن، عوارض قلبي، مشكلات عروق مغز، تشنج و در نهايت مرگ در اثر مصرف مقدار زياد كراك منجر ميشود.
نكات
● اسامي خياباني كراك عبارتند از كراك، راك، باس و راكس.
● كراك به دليل گران بودن و دسترسي نادر آن در ايران چندان شايع نيست.
● آنچه كه در ايران با عنوان كراك مصرف ميشود، معمولاً هروئين خالص است كه به نام كراك توزيع ميشود.
كراك ايراني
مادهاي كه امروزه در كشور ما به عنوان كراك عرضه ميشود ماده جديدي است كه هيچ شباهتي به كراك بدست آمده از كوكايين ندارد . شكل ظاهري اين ماده كلوخي شكل ، كرم رنگ و داراي پرزهايي شبيه پشمك ميباشد
اين ماده از تركيب هرويين، قرصهاي روان گردان و مواد شيميايي و اسيدي ناشناخته ساخته شده است، طوري كه به آن شيره هرويين هم گفته ميشود . خواص اين كراك شبيه مواد افيوني از خانواده ترياك و هرويين است اما با اين تفاوت كه به مراتب قويتر و خطرناكتر از مواد فوق بوده و اعتياد بسيار شديد و وحشتناكتري را به دنبال دارد.
نحوه مصرف
روش مصرف كراك شبيه ترياك به صورت تدخين همراه با سنجاق و سوزني كه جايگزين سيخ و سنجاق شده است، ميباشد. يكي از دلايل مهم شيوع مصرف اين ماده مخدر، مصرف راحت ، بي بو و سريعالاثر بودن آن است و مهمتر از همه اينكه فروشندگان این ماده مدعي هستند كه" مصرف اين ماده اعتيادي به همراه ندارد"؟!
عوارض مصرف
عوارض مصرف كراك علاوه بر نشئگي شامل سرخوشي، احساس آرامش ، چرت زدن شديد و عرق كردن است. حالت خماري كراك علاوه بر عوارض خماري ترياك و هرويين، عصباني بودن و پرخاشگري شديد، تهوع و استفراق را نيز به دنبال دارد. شخص مصرف كننده در اين حالت قابل كنترل نيست و رفتارهاي بسيار خطرناكي از او سر ميزند كه قابل پيشبيني هم نيست. چنين فردي معمولاً از نزديكترين فرد خانواده گرفته تا فروشنده مواد مخدر و يا مأموران پليس و يا به هركس ديگري حملهور ميشود.
نكات آخر
● تخريبي را كه ترياك در طي دهها سال براي مصرف كننده خود به وجود ميآورد، كراك در طول چند ماه ايجاد مي كند و حتي بيشتر.
● مصرف كننده كراك با چند دود يا پك به اوج نشئگي ميرسد و به همين خاطر به آن 1 ، 2 ، 3 هم ميگويند
● فرد وابسته به تریاک میتواند سالها زنده بماند و در کنار مصرف زندگی عادی خود را نیز داشته باشد. حتی وابستگان به هروئین اگر وادار به تزریق نشوند، میتوانند10تا 20 سال زنده بمانند و شاید هم بیشتر. اما شخصي که 3ماه بعد از مصرف کراک تا سی کیلو از وزن بدنش کم میشود آیا مي تواند بیش از 2 سال زنده بماند ؟
● فرد وابسته به کراک در پایان اولین سال مصرف خود حداقل کبد و طحالش را از دست خواهد داد. اين شخص هرگز نمیتواند بیش از یک ماه زندگی عادی داشته باشد. پس از یک ماه یا نشئه و خمار و يا در حال درد کشیدن است.. پس از گذشت 6 ماه، مصرف زياد كراك نه تنها نشئگي را برطرف نمي كند، بلكه تنها براي آرام ساختن درد فرد به كار مي رود.درواقع اين آخرین ماههای عمر یک فرد وابسته به کراک است و متاسفانه بسياري از اين افراد قبل از رسیدن به این مرحله میمیرند.